و بهانهاى براى آنان نماند ( 1 ) ؛ با بىدينان به پيكار برخيزم تا آيين مرا بپذيرند و به دين من درآيند . من تو را به يگانگى خداى تعالى فرا خواندهام . اگر بپذيرى رستگار خواهى شد ؛ و اگر نپذيرى بدبخت خواهى گشت .
و السّلام
1 . « قد أعذر من أنذر » اين مثل در جايى به كار مىرود كه شخص ، با هشدار دادن ، راه هر گونه بهانه را براى طرف مقابل ببندد ( فصل المقال فى شرح كتاب الأمثال ص 325 ؛ المستقصى فى أمثال العرب ، 1 / 240 ) . - م .
( 1 )
52 روايتى ديگر از پاسخ مقوقس
فتوح مصر ، واقدى ص 16 - 17 ؛ قلقشندى ، 6 / 467 .
بنگريد : مجلهء « جمعيت خاورشناسان آلمانى
ZDMG
» 1863 م ، ص 385 .
خدايا به نام تو ؛ از مقوقس به محمّد :
پس از عنوان : نامهء تو به دست من رسيد . آن را خواندم و از محتواى آن آگاه گشتم . تو مىگويى كه خداى تعالى تو را به پيامبرى فرستاده و تو را بر ديگران برترى داده و قرآنى كه آشكار كنندهء درست از نادرست است ، بر تو فرو فرستاده است . اى محمد ! ما از رهگذر دانش خويش ، به پيامبرى تو پى برديم و دريافتيم كه تو نزديكترين فرا خواننده به سوى خدا و راستگوترين كس هستى كه زبان به راستى گشودهاى .
چنانچه من داراى پادشاهيئى چنين بزرگ نبودم ، بىگمان به انگيزهء اين باور كه تو خاتم پيامبران و سرور فرستادگان ( خدا ) و پيشواى پرهيزگاران هستى ، نخستين كس مىبودم كه روى به سوى تو مىآوردم .
درود و رحمت و فزونى نعمت پروردگار ، تا روز كيفر و پاداش ، بر تو باد .