بخش دوم ش 2479 . وى او را به جاى ضغاطر ، بغاطر ناميده و اين هر دو كلمه ، معرّب اوتوكراتور
Autacrator
است ( گويا آن تغاطر با تاء دو نقطه است . وى سخنى گفته است كه شايد آن ، نتيجهء نامهء پيمبر باشد . سعيد گفته است : « روميان اسقفى به نام بغاطر داشتند كه سرپرستى پرستشگاهى كه پادشاه آنان در آنجا نماز مىگزارد ، با وى بود . او به تنى چند از ياران پيامبر خدا ( ص ) برخورد و گفت : يكى از سورههاى قرآن را براى من بنويسيد . ايشان سورهاى از قرآن را براى او نوشتند . گفت : اين ، چيزى است كه ما آن را كتاب خدا مىدانيم . سپس مسلمان گشت و اسلام خود را پنهان داشت . پسر منصور سپس سرگذشت او را ياد مىكند كه چگونه اسلام خود را آشكار ساخت و ارتداد را نپذيرفت و سرانجام ، او را كشتند و پيكرش را در آتش سوختند . بح در حرف ضاد بخش سوم .
بنگريد : كايتانى ، 6 / 50 ( تعليقهء دوم ) ؛ اشپرنگر ، 3 / 266 ( تعليقهء نخست ) ؛ ورجينيا واكا در مجلهء پژوهشهاى شرقشناسى به زبان ايتاليايى
Rivista degli Studi Orientali
ج 10 ( 1923 م . )
ص 87 - 109 .
به اسقف ضغاطر :
درود بر كسى كه ايمان آورد . اما بعد ، بىگمان عيسى پسر مريم ، روح خدا و كلمهء اوست كه خداوند آن را در وجود مريم پاك ، قرار داد . من به خدا « و پيامهايى كه بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و أسباط و آنچه از سوى پروردگار موسى ، عيسى و پيامبران ديگر ، بر ايشان فرود آمده است ، بىآنكه تفاوتى در ميان ايشان ببينم ، ايمان دارم و ما به پرستش و فرمان خدا گردن نهادهايم ( 1 ) » .
كسى كه پيرو راستى گردد ، گزند نخواهد ديد .
1 . بقره / 136 ، يعنى همچون يهود و ترسايان نيستيم كه شمارى از پيامبران را بپذيريم و شمارى را نپذيريم ( مجمع البيان ، 1 / 217 - 218 ) . - م .
( 1 )
30 به اسقف أيله ( 1 ) و مردم آن
ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 28 - 29 ( ش 25 ) ؛ زرقانى ، 3 / 360 ؛ ابن حديده ، كلمهء « يحنه » ؛ ابن حجر ، المطالب ش 2631 به نقل از المسدد .
بنگريد : كايتانى ، 9 / 38 ( تعليقهء نخست ) ؛ اشپرنگر ، 3 / 321 - 422 ؛ اشپربر ، ص 21 - 42 .
به مريحنّه ( 2 ) بن رؤبه و بزرگان أيله :