همچون اخنس بن شريق از موالى بنى زهره بود . در آن نامه نوشته شده بود :
بىشك ، دانستهاى كه ما چه شرطهايى را پذيرفتهايم و دربارهء بازگردانيدن آن كس از ياران ما كه نزد تو آيد ، چگونه گواه گشتهايم . از اين رو ، خويش ما را به ما بازگردان .
1 . أبو بصير عتبة پسر أسيد پسر جاريه : يكى از مسلمانانى بود كه اجازهء بيرون رفتن از مكه را نداشت . - م .
( 1 )
( 12 / الف ) پيامبر ( ص ) خالد بن وليد را به اسلام فرا مىخواند
دلائل النبوّه ، بيهقى ( خطى كوپرولو ، استانبول ) ورق 264 / ب ، البدايه ، ابن كثير 4 / 239 ؛ كتّاب النبىّ ، أعظمى ص 55 ( نيز بنگريد : العقد الثّمين فى تاريخ البلد الأمين ، فاسى ، چ قاهره 4 / 289 - 290 ) .
مقابله كنيد : ابن الجوزى ، صفة الصّفوة 1 / 268 ؛ نيز به كتاب وى به نام تلقيح فهوم أهل الأثر ، ص 70 ، بنگريد .
خالد گويد : برادرم وليد بن الوليد همراه پيامبر خدا ( ص ) داخل عمرة القضيّه ( 1 ) گشته بود و به دنبال من آمده و مرا نيافته بود . وى نامهاى با متن زير ، براى من نوشته بود :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اما بعد ، من شگفتآورتر از اين نديدهام كه با آن خردى كه در تو هست ، چگونه انديشهء تو از اسلام روى گردانيده است ! آيا كسى هست كه به آيين اسلام ، ناآگاه باشد ؟
پيامبر خدا دربارهء تو از من پرسش نمود و گفت : خالد كجاست ؟ گفتم : خداى تعالى او را خواهد آورد . وى گفت : چنويى نبايد اسلام را نشناخته باشد . اگر او دشمنى و خشم خود را همراه مسلمانان نسبت به مشركان به كار گرفته بود ، برايش بهتر بود و ما نيز او را بر ديگران ، مقدم داشته بوديم .
از اين رو ، اى برادر آنچه را كه از دست دادهاى ، درياب . جايگاههاى و الا و شايستهاى از دست تو رفته است ( 2 ) .
1 . عمرة القضيّة كه به آن ، غزوة القضيّه و عمرة القضاء نيز گويند ، حج عمرهاى بود كه به عنوان گزاردن قضاى عمرهاى كه در سال ششم هجرى از مسلمانان فوت شده بود ، انجام گرفت . آن سال مسلمانان به درخواست كافران قريش و بر پايهء پيمان صلح حديبيه ، بىگزاردن عمره ، از مكه بازگشتند و در ذىقعده سال بعد ، به مكه رفتند و سه روز به انجام دادن حجّ عمره سرگرم شدند . ( المغازى ، واقدى 2 / 731 و پس از آن ؛ نيز بنگريد : پيمان حديبيّه ش 11 بند 8 ) . - م .