( 1 )
4 - 5 نامهء أبو سفيان به پيامبر ( ص ) پيش از جنگ خندق
كتاب السّيرة ، محمّد بن جرير طبرى ، به روايت شيخ ابو الحسن بكرى ، ( نسخهء خطّى أياصوفيا ، شمارهء 3248 ) . در كتابهاى مأخذ و مرجع ، نشانى از اين نامه نديدهايم و نيز اين نامه ، با توجّه به شيوهء نگارش آن ، نمىتواند درست باشد .
پس از عنوان : تو دلاوران ما را كشتهاى ، و كودكانشان را بىپدر و زنانشان را بىشوهر ساختهاى ؛ اكنون قبايل و عشاير ، به آهنگ پيكار با تو و از ميان بردن زخمهاى شمشير تو ، گرد هم آمدهاند .
پيكى به سوى تو روانه كرده و نيمى از خرمابنهاى مدينه را خواستار گشتهايم . اگر خواستهء ما را بپذيرى ، ما را با تو كارى نيست ، و گرنه ، تو را به ويرانى خانهها و از ميان بردن نشانههاى آبادانى ، پيشاپيش هشدار مىدهيم .
همهء نزاريان ( 1 ) در راه يارى لات ( 2 ) ، در خانهء كعبه ، همداستان گشتهاند . شير مردان قبيلهء قريش ، سوار بر اسبان تيزتك آتشين سمّ ، روى بر تو آوردهاند .
پيامبر به على فرمود كه پاسخ نامه را چنين بنويسد و او نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
نامهء مشركان ، منافقان ، كافران و دشمنان رسيد و معنى سخن شما را دريافتم . سوگند به خدا كه پاسخى جز سر نيزهها و لبهء تيز تيغها برايتان ندارم . واى بر شما ! از پرستش بتها بازگرديد . زخم تيغ ، دونيم گشتن سرها ، ويرانى خانهها و نابود شدن نشانههاى آبادانى ، شما را هشدار باد . « هر كس پيرو راستى گردد ، از عذاب خدا به دور مىماند ( 3 ) » .
هان اى پيك ! با زبانى به تيزى شمشيرها ، پيام مرا به قريش برسان :
هان ! به ديدار شمشيرهايى بشتابيد كه با تنها و سرهاى شما آشنا هستند .
1 . نزار بن معدّ بن عدنان : نياى بزرگ قريش بود ( الاشتقاق ص 30 ؛ جمهره ص 9 - 10 ) . - م .
2 . لات كه در قرآن نيز از آن ياد شده است :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى »
( سورهء نجم / 19 ) . بتى بوده است در شكل صخرهاى مربع . اين بت جديدتر از مناة بود و در طائف قرار داشت ؛ و قريش و همهء تازيان پيوسته آن را گرامى مىداشتند ، تا اينكه قبيلهء ثقيف به اسلام روى آورد . آنگاه به دستور پيامبر ، آن را شكستند و به آتش كشيدند ( الأصنام ص 16 - 17 ) . - م .
3 . ( سورهء طه / 38 ؛ نيز بنگريد : مجمع البيان ، 4 / 13 ) . - م .