نوشته باشد أو را عزل كنيم ، واگر مروان از زبان عثمان نوشته باشد نظر كنيم در امر مروان .
وعثمان از بيرون كردن مروان به سوى ايشان ابا نمود وترسيد از كشته شدن أو .
واز اين روايت چند فائده حاصل شد :
أول : آنكه از قول زهرى وسعيد بن المسيب ثابت شد كه أصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) عثمان را مخذول كردند واعانه أو ننمودند ودفع بلوا از أو نكردند .
دوم : آنكه از قول ابن المسيب : ( لمّا ولي ، كره ولايته نفر من الصحابة ) ، ظاهر است كه : خلافت وامارت عثمان را جمعى از صحابه مكروه وناخوش مىداشتند ، پس يا خلافت عثمان را ناحق بايد گفت ، ويا تفسيق وتضليل آن كارِهين حق بايد نمود . ‹ 199 ›
ونيز از اين ظاهر است كه آن صحابه بيعت عثمان نكرده بودند ، پس اجماع بر خلافت أو ثابت نباشد ، واگر بيعت كرده بودند از راه تقيه وخوف نموده بودند .
سوم : آنكه از قول أو : ( فكان يجيء من أُمرائه ما ينكره . . ) إلى آخره ، واضح است كه : عمال عثمان مرتكب شنائعى مىشدند كه أصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) آن را منكر وقبيح مىشمردند وبر عثمان در اين باب عتاب
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 611
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٦١١