كس نبود [ مگر آن ] كه حدوث قصه اخراج أبو ذر را وغير آن كه به أبو ذر از ايذا رسيد قبيح وفظيع پنداشته ، وكسى كه رجوع به كتب سير وتواريخ كند ، بشناسد آنچه ما ذكر كرديم .
اما آنچه گفته كه : أبو ذر در قصبه ربذه كه بر سه مرحله از مدينه است أقامت انداخت .
پس مقصود مخاطب از اين قول آن است كه اخفاى شناعت عثمان نمايد واخراج أبو ذر به ربذه [ را ] به أو نسبت ندهد ; وحال آنكه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به اين ظلم عثمان بر أبى ذر وطرد واخراجش خبر داده .
چنانچه در “ شرح عزيزي بر جامع صغير “ مذكور است :
جندب بن جنادة الغفاري ، كنيته أبو ذر ، « طريد أُمّتي » . . أي مطرودها ، يطردونه « يعيش وحده ، ويموت وحده ، والله يبعث يوم القيامة وحده » ( 1 ) .
واز اينجا معلوم شد كه اين اخراج عثمان أبى ذر را محض ظلم بود ، چه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مطرود بودن أو را در مقام مدح ذكر فرموده ، ومظلوميت البتة موجب مدح است ، واگر اين مطرود كردن أو را به استحقاق مىبود ، چه مدح مىداشت ؟ !
هامش
1 . السراج المنير 2 / 464 ، وانظر : الجامع الصغير 2 / 183 .