پس ظاهر اين عبارت آن است - ودر واقع هم چنين است - كه أهل سنت عمرو بن العاص را تكفير نمىكنند ، پس طعن عزل عمرو بن العاص بر أصول أهل سنت منطبق واز قبيل الزاميات باشد .
ومع هذا آنچه گفته : هر چند در آن وقت كه عثمان أو را عزل كرده ، كلمات وحركات كفر از أو صادر نشده بود .
صريح دلالت مىكند كه : در آن وقت عمرو بن العاص قابل عزل نشده بود .
وحصول علم به أمور مستقبله اگر در عثمان فرض كرده شود از قبيل كهانت خواهد بود نه از قبيل كرامات !
وبر هر تقدير در شريعت مقدّسه نبوي تعزير هيچ كس قبل از وقوع گناه جايز نيست .
اما آنچه گفته : در لشگر أو بسيارى از صحابه وأولاد صحابه بودند ، هر همه از سيره أو خوش ماندند .
پس بدان كه ابن حجر در “ صواعق محرقه “ گفته :
وكفاه فخراً أن عبد الله بن عمرو بن العاص قاتل تحت رايته ككثيرين ( 1 ) من الصحابة ( 2 ) .
هامش
1 . في المصدر : ( ككثير ) .
2 . الصواعق المحرقة 1 / 332 .