تلقوني غداً على الحوض » . رواه أحمد ، والشيخان ، والترمذي ، والنسائي ، عن أُسيد بن حضير ، وأحمد ، والشيخان ، عن أنس ( 1 ) .
ونيز از عبارت حسن ظاهر مىشود كه : أنصار بر عثمان سيف كشيدند ودر قتلش شريك شدند ، پس انكار أعانت نمودن صحابه بر قتل عثمان - كه بعد از اين از مخاطب سرزده است - باطل محض باشد .
اما آنچه گفته : هيچ كس جود وانفاق في سبيل الله را اسراف نگفته ، ( لا سرف في الخير ) حديث صحيح است ، وظاهر است كه چون انفاق بر خويشان خود باشد اجر مضاعف مىشود .
پس اين گفتگو به مقابله شيعيان هيچ فائده نمىبخشد ، محض هرزه سرائى است ، ايشان كي گفتهاند كه : عثمان از مال خود انفاق بسيار كرد وآن اسراف شد تا كه اين تقرير در جوابشان وجه توجهى داشته باشد ، بلكه مقصود از طعن اين است كه در مال بيت المال كه حق مسلمين است تصرفات بيجا كرد ، وآن را به غير مستحقين داد .
ليكن عجب آن است كه عمر از حديث صحيح : ( لا سرف في الخير ) ( 2 )
هامش
1 . مرقاة المفاتيح 7 / 233 .
2 . قابل ذكر است كه : ( لا سرف في الخير ) كلام حاتم طائى است چنانكه در تفسير رازي 13 / 214 وغير آن نقل شده ، وتا حال در كتب فريقين آن را به عنوان حديث نيافتهايم .
مؤلف ( رحمه الله ) هم اشاره به كلام خود دهلوى دارد كه آن را حديث صحيح گفته است .