[ أبى ] ( 1 ) العاص داد ، ومردم طعن وملامتش نمودند .
وروايت كردهاند كه : سعد بن ابىوقّاص كليدهاى بيت المال را در مسجد انداخت وگفت : من ديگر خازن بيت المال نمىتوانم بود با اين سلوك كه به طريد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) سى صد هزار دينار مىدهد .
أبو مخنف روايت كرده است كه : عثمان نوشت به عبد الله بن أرقم خازن بيت المال كه : به عبد الله بن خالد - كه از خويشان عثمان بود - سى صد هزار [ دينار ] ( 2 ) ، وبه هر يك از جمعى كه رفيق أو بودند صد هزار [ دينار ] ( 3 ) بدهد ، وأو نوشته را ردّ كرد وآن مبلغها را نداد ، عثمان گفت : تو خازن مالي هر چه مىگويم بكن ، عبد الله گفت : من خود را خازن مسلمانان مىدانستم ، خازن تو غلام تو است ، كليدها آورد وبر منبر آويخت .
وبه روايت ديگر : پيش أو انداخت وقسم ياد كرد كه هرگز متوجه اين كار نشود ، وعثمان كليدها را به نائل غلام ‹ 57 › خود داد .
وواقدى روايت كرده است كه : بعد از اين واقعه زيد بن ثابت را فرمود كه سى صد هزار دينار ( 4 ) از بيت المال براي عبد الله بن أرقم برد وگفت : أمير
هامش
1 . زيادة از مصدر .
2 . زيادة از مصدر .
3 . زيادة از مصدر .
4 . در مصدر ( درهم ) .