واگر فرض كرده شود كه توبه أو صحيح بود پس از آن جواز ردّ آن مطرود وملعون به چه طور لازم مىآيد ( 1 ) .
اما آنچه گفته : مع هذا پير فرتوت شده بود وقواى أو متساقط گشته خوف فتنه از أو نمانده . . إلى آخر .
پس سفسطة ظاهر است ، پير فرتوتِ جهان ديده ، اثاره فتنه وفساد زيادة تر از جوان مىكند ، واز تساقط قواى ظاهره تساقط قواى افساد وفتنه انگيزى لازم نمىآيد .
ومع هذا در عدم خوف فتنه از أو وجواز مخالفت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به طلبيدن أو در مدينه ، ملازمت از كجا ثابت شده ؟ والاّ مىبايست كه عمر در آخر خلافت خود كه وقت پيرى حَكَم بوده باشد طلب أو مىكرد .
هامش
1 . يعنى : توبه واقعي أو دليل نمىشود بر جواز برگرداندن أو به مدينه ; زيرا توبه عذاب اخروى را برطرف مىكند ، واحكام دنيوي را تغيير نمىدهد .