وأنت خبير بأنّ إدخال الحكم المدينة بعد قوله ( صلى الله عليه وآله ) « لا تساكنني في بلد أبداً » نفاق وشقاق للرسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ; إذ لا فرق بين حياته ومماته عليه [ وآله ] السلام . ( 1 ) انتهى .
اما آنچه مخاطب در مقولة عثمان نقل كرده كه أو گفت : چون أبو بكر خليفه شد به أو گفتم ، شاهد ديگرى براي اجازه خواست .
پس مردود است به چند وجه :
أول : آنكه از اينجا معلوم مىشود ‹ 48 › كه وجه عدم طلب شيخين حَكَم را همين بود كه شاهدي ديگر بر اذن رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نبود واين وجه منافى است به آنچه سابقاً گفته كه :
شيخين به آن جهت آمدن أو را روادار نشدند كه هنوز احتمال فتنه وفساد قائم بود ( 2 ) .
دوم : آنكه در اين مقام مدعى كدام كس بود كه أبو بكر عثمان را يك شاهد دعوى قرار داد وشاهد ديگر خواست ؟ !
سوم : آنكه بنابر اين كمال جهل وناداني عثمان از أصول شريعت ، يا تجويز صدور بعضي أمور خلاف شريعت از أبو بكر معلوم مىشود .
هامش
1 .
2 . مراجعه شود به أول همين طعن .