سرگوشى نمود ( 1 ) .
عجب نيست كه در آن سرگوشى كه وقت لطف وكرم بود شفاعت اين گنهكار كرده باشد وپذيرا هم شده باشد وديگرى بر آن مطلع نشده .
ونيز ثابت شده است كه حَكَم در آخر عمر خود از نفاق وفساد توبه كرده بود ، چنانچه مِن بعد از أو چيزى به وقوع نيامد .
ومع هذا پير فرتوت شده بود وقواى أو متساقط گشته ، خوف فتنه از أو نمانده بود ، پس در آوردن أو به مدينه در اين حالت از قبيل نظر به اجنبيه كه زالِ فرتوتِ ديو شكل باشد خواهد بود كه أصلا محل طعن نيست ( 2 ) .
أقول :
قاضى القضات در كتاب “ مغنى “ در تقرير اين طعن از طرف شيعيان گفته :
ومن ذلك أنه ردّ الحكم بن أبي العاص إلى المدينة ، وقد كان رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم سيّره ، وطرده ، وأبعده من المدينة ، وامتنع أبو بكر وعمر ردّه ، فصار بذلك مخالفاً للسنّة ولسيرة من تقدّمه مدّعياً على رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم عاملا بدعواه من غير بيّنة ( 3 ) .
هامش
1 . مراجعه شود به الغدير 9 / 270 - 271 .
2 . تحفه اثناعشريه : 309 - 310 .
3 . المغنى 20 / ق 2 / 39 .