ونيز از اين روايت ظاهر است كه عطا بن أبي رباح امر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به فسخ حج به سوى عمره [ را ] به جواب استفتاى ابوشهاب نقل كرده ، وغرضش از آن تحسين فعل ابوشهاب بوده ، پس اگر اين حكم جناب رسالت مآب صلى الله عليه [ وآله ] خاصّ به آن زمان مىبود ، فساد استدلال عطا لازم خواهد آمد .
بيست وپنجم :
آنكه هرگاه حضرات صحابه - با آن همه علم وفضل وجلالت در ثبوت جواز اعتمار در اشهر حج - اكتفا نكردند بر فعل جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) عمره را در اشهر ( 1 ) حج ، وفعل خودِ اينها عمره را در اشهر ( 2 ) حج سه بار همراه آن حضرت ، ونيز اذن مكرر آن حضرت را در اين باب نزد ميقات كافى ندانستند ، وبه غير فسخ حج به سوى عمره جواز اعتمار در اشهر حج [ را ] ثابت ندانسته [ اند ] ، پس كساني كه بعد صحابهاند ، بالأولى اكتفا در ثبوت جواز اعتمار در اشهر حج به أمور مذكور ، نخواهند كرد تا كه فسخ حج به عمره نكنند تا كه اتباع امر آن سرور واقتداى صحابه حاصل شود .
واگر كسى بگويد كه : ما اكتفا مىكنيم به كمتر از آنچه صحابه اكتفا به آن كردند ، ومحتاج در جواز نيستم به آنچه صحابه محتاج به آن بودند ؟
اين جهل محض وتعيير وتحقير وازراى صريح حضرات صحابه است .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( شهر ) آمده است .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( شهر ) آمده است .