ساخته به اينكه حدود مندرى ( 1 ) مىشود به شبهات كه آن مدلول حديث : « ادرؤوا الحدود بالشبهات » است ، پس صحت فعل جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) به اعتراف عالم أهل خلاف ثابت شد .
اما فعل عمر پس كسى از أهل حق به صحت آن اعتراف نكرده ، بلكه هميشه طاعن بر آن مىباشند ، ونيز شناعت وفظاعت آن به قول خود عمر ثابت است ، ونيز شناعت تلقين شاهد - كه بداهتاً واقع شد وصاحب " مغنى " وابن أبي الحديد به آن معترف اند - به اعتراف مخاطب وصاحب " سهام ثاقبه " ثابت است .
پس قياس فعل عمر بر فعل جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] وهر دو را موافق ومطابق پنداشتن ، كذب صريح ودروغ فضيح است .
وبايد دانست كه مخاطب اين روايت " فقيه " [ را ] در باب امامت از جمله آن مطاعن شمرده كه نواصب آن را ذكر كردهاند ( 2 ) ، ومخاطب اين مطاعن را
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تندرى ) آمده است .
مندرى اسم فاعل است از باب انفعال .
الدرء : الدفع - كما في لسان العرب 1 / 71 . . وغيره .
اندراء : پراكنده شدن ودور شدن . مراجعه شود به لغت نامه دهخدا .
ومراد در مقام اين است كه حدّ به واسطه ، شبهه از متهم دفع مىشود .
2 . تحفه اثناعشريه : 228 .