- كه : اگر از عمر تلقين شاهد واقع مىشد ، صحابه بر وى گرفت مىكردند - آن است كه عدم نقل انكار بر تلقين شاهد ، دليل نفى تلقين از واقع نمىتواند شد [ به چند جهت ] :
أول : آنكه انكارِ انكارِ صحابه بر تلقين عمر ، شهادت بر نفى است ، وشهادت بر نفى به شهادت خودِ مخاطب مقبول نيست ، چنانچه در كيد هشتم از باب دوم گفته :
اگر زجاج انكار كرده باشد جرّ ( جوار ) را با وجود حرف عطف ، اعتبار را نشايد كه ماهران عربيت وأئمة ايشان تجويز كردهاند ، ودر قرآن مجيد وكلام بلغا وقوع يافته ، پس شهادت زجاج مبنى بر قصور متتبع ( 1 ) است ، ومع هذا شهادت بر نفى است ، وشهادت بر نفى غير مقبول . ( 2 ) انتهى .
سبحان الله ! مخاطب با وصف تمسك أئمة سنيه به شهادت على النفي جابجا بر خلاف ( لا يرمي بالحجارة من بيته من الزجاجة ) شهادت زجاج را قبول نكند ، وردّ كلام أهل حق نمايد ، وخود در اينجا به شهادت على النفي متشبث شود .
دوم : آنكه محتمل است كه انكار بر تلقين از بعض صحابه واقع شده باشد ، ورواة نقل نكرده باشند لعدم توفّر الدواعي على نقل مثل ذلك ، وعدم ذكر رواة دليل بر عدم وقوع انكار نمىتواند شد .
هامش
1 . در مصدر : ( تتبع ) .
2 . تحفه اثنا عشريه : 33 - 34 .