در نقل كار أهل سنت است ، چنانچه مخاطب در اين كتاب در مواضع بسيار خيانتهاى شنيعه در نقل عبارات كتب فريقين به كار برده .
ومخفى نماند كه كابلى قصه رجم حامله ورجم مجنونه را از أصل انكار كرده ، وغير ثابت دانسته ( 1 ) ، وليكن مخاطب از چنين جسارت باطل استحيا كرده ، ومطلق انكار را نهايت شنيع دانسته ، ناچار به كذبى ديگر - كه آن هم مثل كذب كابلى است - التجأ برده ، يعنى نسبت خيانت در نقل اين قصهها به أهل حق نموده ، وندانسته كه چنين أكاذيب وخرافات جز تفضيح خود ومذهب خود هيچ فائده ندارد !
اما آنچه گفته كه : عمر را خبر نبود كه اين زن حامله است .
پس بدان كه قاضى القضات نيز در جواب عبارتى كه منقول شده گفته :
وليس في الخبر أنه أمر برجمها مع علمه بأنها حامل ( 2 ) .
واين مردود است به چند وجه :
أول : آنكه خبري كه از " كنز العمال " و " رجال مشكاة " شيخ عبد الحق و " شرح فرايض " سراجى منقول شده ، صريح دلالت مىكند بر اينكه سبب ظهور وثبوت زناى زن مذكوره ‹ 510 › نزد عمر ، ووجه حكم [ به ] رجمش :
هامش
1 . الصواقع ، ورق : 263 - 264 .
2 . المغني 20 / ق 2 / 12 .