ومثل حضرت أمير ( عليه السلام ) هم در آنجا حاضر بود ، اگر در أمور شرعي واثبات حدود مداهنتى مىرفت اينقدر جمع كثير كه براي همين كار حاضر شده بودند ، وشيوه آنها انكار ومجاهرت بود در هر امر ناحق ، ودر اين باب پاس كسى نداشتند چطور سكوت مىكردند ؟ وحدّ ثابت شده را رايگان مىگذاشتند ؟ يا اگر از عمر تلقين شاهد واقع مىشد بر وى گرفت ( 1 ) نمىكردند ؟ ! حال آنكه از حال عمر معلوم است وشيعه خود از ‹ 597 › أو روايت كردهاند كه : در مقدمات دين به گفته زنى جاهل قائل مىشد ، وبىحضور جماعت صحابه ومشورت ايشان هيچ مهم ديني را به انصرام نمىرسانيد ( 2 ) .
اما آنچه گفتهاند كه : عمر اين كلمه گفت كه : ( أرى وجه رجل لا يفضح الله به رجلاً ( 3 ) من المسلمين ) .
غلط صريح وافتراى قبيح بر عمر است .
آرى مغيرة بن شعبه اين كلمه را در آن وقت گفته بود ، وهر كه را نوبت به جان رسيد چيزها مىگويد وتملقها مىكند ، اگر شاهد حسبةً لله براي گواهى آمده بود ، أو را پاس گفته مغيرة بن شعبه چرا بود ؟ !
ومع هذا ، اگر شاهد پاس مدّعى عليه نموده ، اداى شهادت به واجبي
هامش
1 . گرفت : اعتراض .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( نمىرسانند ) آمده است .
3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( رجلٌ ) آمده است .