از اين روايت ظاهر است كه عمر را گمان كتمان تفسير آية به نسبت حذيفة بود ، لهذا حذيفة به غضب آمده أو را - به شرطي كه تحقيقش ظاهر است - أحمق گفت ، وعمر كه نادم شده انكار از اين گمان كرده ، [ واين انكار ] بطلانش ظاهر است كه اگر أو را اين گمان نبود چرا از حذيفة سؤال كرد ؟ !
وخود راوي تحقيق اين گمان كرده گفته :
فلما استخلف عمر سأل حذيفة عنها رجاء أن يكون عنده تفسيرها .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٠٠