تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا
و بخشيديم ما مر موسى را و عطا كرديم از بخشش و مهربانى ما
أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا
يارى كردن برادر او هارون را به وزارت و تدبير مهمات در حالتى كه پيغمبر بود
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ
و ياد كن در قرآن قصّه اسماعيل ع را
إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ
به درستى كه او بود راست وعده
وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
و بود فرستاده بخلق خبردهنده از حق بخلق ، آورده‌اند كه كسى را وعده داده بود كه من درين مكانم تا تو بيائى سه شبانروز و بقولى يك سال اقامت كرد تا آن مرد بيامد و درين مدّت جز پوست درخت خوردنى نداشت نظم
هر كه ازين پايه وفايش كم است * آن نه وفا بلكه فريب و دم است نيست بر مردم صاحب نظر * صورتى از صدق وفا خوب‌تر
پس ديگرباره در صفت اسماعيل ع مىفرمايد كه
وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ
و بود كه مىفرموده كسان خود را و گفته‌اند همه امت خود را
بِالصَّلاةِ
به نماز كه اشرف عبادات بدنيه است
وَ الزَّكاةِ
و زكات كه اكمل عبادات ماليه است
وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
و بود نزد آفريدگار خود پسنديده به جهت استقامت اقوال و افعال
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ
و ياد كن در قرآن قصّه ادريس عليه السلام را كه پسر نبيره شيث است و جد پدر نوح عليه السلام و نام او اخنوخ و به جهت دراست علوم بادريس ع ملقب شده و اوّل كسى كه بقلم خط نوشت و از نجوم سخن گفت و خياطت كرد او بود و سى 30 صحيفه برو نازل شد و در جامع الاصول آورده كه ادريس ع به صد سال بعد از وفات آدم متولد شده
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
به درستى كه او بود راست‌گوينده بخلق خبردهنده از حق
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
و برداشتيم او را بمكانى بلند كه شرف نبوّت است و درجه قرب يا او را به بهشت رسانيديم يا به آسمان چهارم چنانچه در حديث معراج ثابت شده كه از حضرت رسالت‌پناه ادريس ع را در آسمان چهارم ملاقات فرمود در رفع ادريس ع اخبار متنوعه هست ابن عباس رض فرمود كه روزى ادريس ع را حرارت آفتاب دريافت مناجات كرد كه الهى با وجود اين مقدار بعد كه ميان من و آفتاب است از حرارت او باحتراق نزديك شدم تا آن فرشته را كه حامل اوست چه حال باشد خدايا بار آفتاب و شدّت برو سبك گردان و او را از تاب حرارت آفتاب در سايه عنايت خود محفوظ دار بيت
از تاب آفتاب حوادث چه غم خورد * آن را كه سايبان عنايت پناه اوست
حق تعالى دعاى او مستجاب فرمود روز ديگر آن فرشته كه حامل آفتاب است خود را سبكبار يافت و تاثيرى از حرارت او فهم نكرد سبب آن را از حضرت عزّت استدعا نمود خطاب رسيد كه بنده من ادريس ع در حق تو دعا كرده و من اجابت كردم آن فرشته اجازت خواست كه به زيارت ادريس عليه السلام آيد اجازت يافت و بر زمين آمد و بالتماس ادريس ع او را به پر با فرّ خود نشانيده به آسمان برد و نزديك مطلع آفتاب رسانيده و به استدعاى ادريس ع كميت عمر و كيفيت اجل وى از ملك‌الموت بپرسيد و عزرائيل ع در ديوان اعمار نگاه كرده فرمود كه حكم الهى درباره اين كس كه تو مىگوئى آنست كه حالى نزديك مطلع آفتاب متوفى شود و چون فرشته باز آمد ادريس ع را يافت نقد جان بخازن اجل سپرده طوطى روحش به شكرستان قدس پرواز كرده و روايتى ديگر آنست كه ملك‌الموت از كثرت طاعت ادريس على نبينا و عليه السلام مشتاق ديدارش شد و باذن حق تعالى بر زمين آمده وى را دريافت و بامر الهى بالتماس ادريس ع جانش برداشت و باز حق تعالى جانش داد و عزرائيل ع او را به آسمان برد و دوزخ به دو نمود از آنجا به بهشت رفت و ديگر بيرون نيامد .