فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ
پس اختلاف كردند جماعتها ميان يكديگر يعنى يهود و نصارى در باب عيسى ع جهودان طريق تفريط گرفتند و ترسايان در جانب افراط افتادند يا مختلف شدند ترسايان و سه فرقه گشتند نسطوريه عيسى ع را ابن اللّه مىگفتند و يعقوبيه اللّه خوانند و ملكانيه بثالث ثلثه قائل شدند
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا
پس واى مر آنان را كه كافر شدند و استبعاد نمودند
مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ
از حاضر شدن در روز بزرگ كه روز قيامت است يا مشاهده احوال آن روز
أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ
چه شنوا باشند كافران و چه بينا
يَوْمَ يَأْتُونَنا
در ان روز كه بيايند بما ولى سود نكند ايشان را ديدن و شنيدن يعنى مشاهده كنند مواعيد الهى را و بدان متيقن گردند اما نفع ندهد و گويند اين سخن بطريق تهديد است يعنى در ان روز چه شنوا باشند مر سخنان موحش را و چه بينا بعقوبات باهوال
لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
ليكن ستمكاران امروز در گمراهى هويدااند
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ
و بيم بكن ايشان را يعنى كفار مكّه را روز حسرت كه بدان متحير باشند كه چرا بد كرديم ما و نيكان حسرت خورند كه چرا بيشتر نيكى نهكرديم
إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ
چون كار ساخته شود و حساب برانداخته گردد و حكم شود كه فريق فى الجنة و فريق فى السعير اين چنين روز كه در پيش است
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ
و ايشان در غفلت و بىخبرىاند از ان روز
وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ
و ايشان يعنى كافران نمىگروند به آخرت و متعلقات آن
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها
به درستى كه ما ميراث بريم زمين را و هركه بر روى زمين است يعنى همه فانى گردد و ما باقى باشيم
وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ
و بسوى ما بازگردانيده شوند بعد از مرگ در كشف الاسرار آورده كه اشارت است به بقاى احديت و فناى خلقيت يعنى چون سطوت ازلى از روى هيبت لميزلى اطلال رسوم كون را آتش بىنيازى در زند و غبار اغيار از دامن قدرت بيفشاند و لجام اعدام بر سر مركب وجود كند نداى كبريا دررسد كه لمن الملك اليوم و چون ما سوى اللّه معدوم باشد جلال احديت و جمال صمديت بعز قدوسى و كمال سبوحى جواب دهد كه للّه الواحد القهار نظم
صرصر قهر چو از مكمن وحدت بوزد * خس و خاشاك يقين همه را باد ببرد
هر چه در عرصه امكان بوجود آمده بود * سيل غيرت همه را تا عدمآباد ببرد
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ
و ياد كن براى قوم خود در قرآن قصّه ابراهيم ع كه همه اهل ملل بفضل او مقر و معترفاند و مشركان عرب به فرزندى او مباهات مىكردند پس از توحيد او خبر ده ايشان را
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
به درستى كه او بوده است گوينده و مبالغهكننده در ان توحيد يا راستكار و درستگفتار پيغمبر ع خبردهنده يا بلند مقدار .