وَ إِنَّها
و به درستى كه شهرستانهاى مؤتفكه
لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ
براى دايم السلوك يعنى بر راهى است كه قافلهها مىروند و آثار آن را مىبينند
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در آنچه ياد كرديم
لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ
هرآئينه نشانه هست مر گرويدگان را بر قدرت ربّانى
وَ إِنْ كانَ
و به درستى كه بودند
أَصْحابُ الْأَيْكَةِ
اصحاب ايكه يعنى قوم شعيب عليه السلام
لَظالِمِينَ
هرآئينه ستمكاران بكفر ايكه درختان بسيار درهم گرفته را گويند و بلده ايشان را باعتبار آنكه در ميان بيشهها و مرغزارها بود ايكه مىگفتند و شعيب عليه السلام با مدين و اهل ايكه مبعوث بود و اهل مدين تكذيب وى نموده به صيحه هلاك شدند چنانچه در سوره هود گذشت و اصحاب ايكه نيز نافرمانى كردند
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ
پس انتقام كشيديم از ايشان به عذاب يوم الظله و آن در سوره شعراء مذكور خواهد شد انشاءالله تعالى
وَ إِنَّهُما
و به درستى كه سدوم و ايكه يا ايكه و مدين
لَبِإِمامٍ مُبِينٍ
بر راهى روشن و هويدا است كه مردم مىگذرند و مىبينند
وَ لَقَدْ كَذَّبَ
و به درستى كه تكذيب نمودند
أَصْحابُ الْحِجْرِ
اهل ديار هجر يعنى ثمود
الْمُرْسَلِينَ
فرستادگان يعنى صالح ع را و تكذيب يكى از رسل تكذيب جميع رسل است
وَ آتَيْناهُمْ
و داديم ما ثمود را
آياتِنا
آيتهاى كتاب ما كه بر نبى ايشان منزل بوده چون كتاب منزل بر صالح ع معلوم نيست اكثر مفسران آيات را بمعجزات حمل كردهاند و خروج ناقه از سنگ معجزه هست مشتمل بر بسيارى از غرائب چون بزرگى خلقت كه هرگز شترى به عظمت او نبوده و زادن بعد از خروج و بسيارى شير دادن كه همه قوم ثمود را كافى بوده و بر سر چاه آمدن آب در روز نوبت او و خوردن تمام آب را در يك نوبت حاصل سخن آنكه اين همه نشانها به ثمود داديم
فَكانُوا
پس بودند
عَنْها
از ان آيات
مُعْرِضِينَ
روى گردانندگان
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ
و بودند كه مىبريدند و مىتراشيدند
مِنَ الْجِبالِ
از كوهها
بُيُوتاً
خانها
آمِنِينَ
در حالتى كه ايمن بودند از انهدام آن و نقب زدن دزدان يا مىپنداشتند كه آن خانها حمايت خواهد كرد ايشان و از عذاب در ان ايمن خواهند بود
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ
پس فراگرفت ايشان را صيحه عذاب
مُصْبِحِينَ
در حالتى كه در آيندگان بودند بصباح يعنى اوّل روز يكشنبه به صيحه جبرئيل ع هلاك شدند چنانچه در سوره هود گذشت
فَما أَغْنى عَنْهُمْ
پس دفع نكرد از ايشان
ما كانُوا يَكْسِبُونَ
آنچه بودند كه كسب مىكردند از اموال و امتعه يا آنچه مىكردند از بناى بيوت
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
و نيافريديم ما آسمانها و زمين را
وَ ما بَيْنَهُما
.
و آنچه ميان ايشان است
إِلَّا بِالْحَقِّ
مگر به حكمت يا بسبب ظهور حق يا براى بيان حق
وَ إِنَّ السَّاعَةَ
و به درستى كه قيامت
لَآتِيَةٌ
هرآئينه آينده است و خداى انتقام از مكذبان خواهد كشيد
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
پس درگذر در گذشتن نيكو يعنى عفو كن حق نفس خود را و در صدد مكافات خود مباش بعضى برآنند كه اين حكم به آيت السيف منسوخ است .