سورة المائدة
مدنيّة و هى مائة و عشرون آية و ستّة عشر ركوعا -
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
وفا كنيد به عهدهاى كه با يكديگر مىكنيد يا بعقود شرعيه چون عقد شركت و عقد نكاح و عقد بيع و امثال آن
أُحِلَّتْ لَكُمْ
حلال كرده شده براى شما
بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ
چهارپايان بستهزبان كه آن ازدواج ثمانيهاند از شتر و گاو و ميش و بز يا جانوران وحشى چون آهو و نخچير و گاو دشتى و كوهى و گورخر يا اجنه كه از بطون انعام بيرون آيد
إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ
مگر آنكه خوانده خواهد شد بر شما همدرين سورة و هو قوله
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ
الآية
غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ
نه چنانكه حلالدارنده باشيد صيد را
وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
و حال آنكه شما محرم باشيد به حج يا عمره يعنى همه انعام بر شما حلال است مگر آنكه وحشى باشد و آن را صيد كنيد كه در حالت احرام بر شما حرام است
إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ
به درستى كه خدا حكم كند در حلال و حرام
ما يُرِيدُ
آنچه خواهد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى گروه مؤمنان
لا تُحِلُّوا
حلال مداريد و حرمت مشكنيد
شَعائِرَ اللَّهِ
مناسك حج را يا نشانهاى دين حق را آوردهاند كه حيطم كندى كه نام او شريح بن ضبيعه بود و او به سفاهت و بىباكى و جهالت و ناپاكى در عرب شهرتى داشت به خدمت پيغمبر ص آمد و گفت اى محمد ص امت را بچه چيز دعوت مىكنى آن حضرت ع فرمود كه بهآنكه خدا را يكى دانند و مرا به رسالت تصديق كنند و بر اقامت صلاة و اداى زكات مواظبت نمايند حطيم گفت آنچه فرمودى نيكو است امام را امنا و امرا باشند كه كارها به مشورت ايشان بقطع رسانم بروم و اين سخن با ايشان در ميان نهم اگر دلپذير بود دين تو قبول كنم و حضرت ع پيش از آمدن او فرموده بود كه امروز كسى خواهد آمد كه به زبان شيطان سخن گويد كافر درآيد و غادر بيرون رود پس حطيم بيرون آمد و شتران صدقه و آنچه يافت از مواشى مدينه غارت كرد و در عام القضية كه رسول ص باصحابه رض به عمرهء قضا توجه فرموده بودند چون موضع تنعيم رسيدند آواز تلبيه حجاج يمامه شنيدند و حطيم كندى را ديدند كه شتران به غارت برده را به قلادها آراسته برسم هدى به كعبه مىبرد صحابه رض خواستند تا شتران را باز ستانند حضرت ص فرمود كه او هدى را تقليد كرده است اين عمل از شما لايق نباشد و آيت آمد كه حرمت شعائر اللّه را مشكنيد
وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ
و حلال مكنيد ماه حرام را بقتال در ان
وَ لَا الْهَدْيَ
و نه هدى را كه نامزد كعبه باشد
وَ لَا الْقَلائِدَ
و نه خداوند قلادهها را از هدى و قلاده چيزى بود كه در گردن چهارپايان مىكردند از پوست درختهاى خرما و غير آن تا معلوم شود كه هدىست و كسى تعرض نكند
وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ
و نه قاصدان خانه محترم را كه عازم زيارت او باشند
يَبْتَغُونَ
مىطلبند قاصدان حرم
فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ
اگر مؤمنانند زيادتى ثواب از خدا يا روزى به سبب تجارت و اگر كافرانند نمىطلبند مگر روزى .