وَ لا يَأْمُرَكُمْ
و نه مىسزد آن را كه خدا پيغمبر ساخته كه امر كند شما را
أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ
آنكه فراگيريد فرشتگان را
وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً
و پيغمبران را خدايان ، تخصيص ملك و نبى به جهت آنست كه بعضى مشركان ملائكه را پرستيدند و يهود و نصارى پيغمبران را كه عيسى ع و عزيزاند
أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ
آيا مىفرمايد آن پيغمبر شما را به پوشيدن حق و شرك آوردن
بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
بعد از آنكه هستيد شما گردننهادگان مر دين اسلام را
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ
و ياد كن اى محمد ص چون فراگرفت خدا
مِيثاقَ النَّبِيِّينَ
پيمان و عهد پيغمبران ع را و امم در اخذ ميثاق تابع انبيااند و اين ميثاق اعظم است كه حق سبحانه از همه پيغامبران فراستده كه شما و امم شما ايمان آريد به محمد ص و مضمون ميثاق چنين است كه
لَما آتَيْتُكُمْ
هرچه بدهم شما را
مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ
از كتاب منزله و فهم آن
ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ
پس بيايد بشما فرستاده از نزد من كه آن محمدست
مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ
باوردارنده مر آن چيزى را كه با شماست از كتاب و حكمت
لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ
هرآئينه ايمان آريد بوى
وَ لَتَنْصُرُنَّهُ
و يارى كنيد او را به تن خود اگر در زمان شما آيد و الا باظهار صفات و نعوت او امم خود را به يارى او فرمائيد
قالَ
گفت خدا مر انبيا را بعد از عرض اين ميثاق بر ايشان
أَ أَقْرَرْتُمْ
آيا اقرار كرديد
وَ أَخَذْتُمْ
و فراگرفتيد
عَلى ذلِكُمْ
برينكه گفتيم
إِصْرِي
عهد مرا بر وجهى كه به آن وفا كنيد
قالُوا أَقْرَرْنا
گفتند انبيا اقرار كرديم و ميثاق را پذيرفتيم
قالَ فَاشْهَدُوا
گفت خدا كه گواه باشيد بعضى بر اقرار بعضى يا ملائكه را فرمود كه گواه باشيد بر اقرار انبياء
وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ
و من كه خدايم با شما از گواهانم بدين اقرار
فَمَنْ تَوَلَّى
پس هر كه برگردد و اعراض كند از ايمان بدين رسول و نصرت كردن وى
بَعْدَ ذلِكَ
بعد ازين عهد و پيمان
فَأُولئِكَ
پس آن گروه معرضان
هُمُ الْفاسِقُونَ
ايشان بيرونرفتگانند از دائره فرمان و ايمان يا از مقام عهد و پيمان
أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ
آيا بجز دين خدا
يَبْغُونَ
مىطلبيد دين ديگر را و حفص يبغون مىخواند يعنى آيا پيمانشكنان به غير دين حق مىطلبند دين ديگر را
وَ لَهُ أَسْلَمَ
و حال آنكه مر خدا را گردن نهاده است
مَنْ فِي السَّماواتِ
هر كه در آسمانهاست
وَ الْأَرْضِ
و هر كه در زمين است
طَوْعاً وَ كَرْهاً
به رغبت و به نكرت يعنى اگر خواهند وگرنى سر بر خط فرمان او بايد نهاد و گفتهاند اهل آسمانها فرمانبردارند به رغبت و اهل زمين بعضى بطوع و جمعى به كراهت يا انقياد ما عداى ثقلين بطوع است و از ايشان به كره
وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ
و بسوى او بازگردانيده خواهيد شد اى طائعان و كارهان و حفص به غيبت خواند يعنى همه اهل آسمان و زمين به دو رجوع خواهند كرد .