رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در ميان هست به مرشد چه حاجت است ؟ به آن ماند كه مريض گويد كه : چون كتب طب هست كه اطبا نوشتهاند ، ما را به اطبا مراجعه نبايد كرد ( 1 ) ، چه اين سخن خطا است ، براي اينكه نه هركس را فهم كتب ميسر است ، واستنباط از آن مىتواند كرد ، مراجعه به أهل استنباط بايد كرد ( وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الأمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ) ( 2 ) كتاب حقيقي صدور أهل علم است ( بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ) ( 3 ) ، نه بطون دفاتر ، چنانچه أمير المؤمنين ( عليه السلام ) فرموده : « أنا كلام الله الناطق ، وهذا كلام الله الصامت ( 4 ) » .
تا اينجا كلام قطب بود كه حق تعالى بر قلمش جارى كرده است ، وأقبح ردى بر امام جاهل باطل خود كرده است .
چهارم : آنكه خود مخالفت اين سخن كرده است در چند موضع :
أول در روز سقيفة - كه پيش از آنكه از تجهيز وتغسيل ودفن وصلات بر حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله ) فارغ شوند - أو وبرادرش با چندين منافق ديگر ، دويدند به سوى سقيفة ومشغول غصب خلافت شدند .
هامش
1 . در مصدر : ( چرا مر اطبا مراجعت مىبايد كرد ) .
2 . النساء ( 4 ) : 83 .
3 . العنكبوت ( 29 ) : 49 .
4 . مكاتيب ، ورق : 74 .