تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
ومؤيد آنچه مذكور شد آن است كه ابن أبي الحديد از ابن عباس روايت كرده است كه گفت : من در راه شام با عمر بودم ، روزى ديدم كه بر شتر خود سوار است وتنها مىرود ومن از پى أو رفتم ، گفت : اى پسر عباس ! من شكايت مىكنم به تو از پسر عمت - يعنى : على ( عليه السلام ) - سؤال كردم از أو كه با من بيايد ، قبول نكرد ، وهميشه أو را با خود غضبناك مىيابم ، تو چه گمان دارى ؟ غضب وخشم أو از چه جهت است ؟ گفتم : تو هم سببش را مىدانى ، [ گفت : ] ( 1 ) گمان مىكنم كه غضب أو براي فوت خلافت است از أو ، گفتم : سببش همين است ، أو چنين مىداند كه جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) خلافت را از براي أو مىخواست ، عمر گفت : هرگاه خدا نخواست كه به أو برسد ، خواسته جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) چه فايده كرد ؟ ! رسول ( صلى الله عليه وآله ) امرى را خواست وخدا غير آن را خواست ، مگر هر چه پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) مىخواست ‹ 372 › مىشد ؟ ! حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) خواست كه عم أو أبو طالب مسلمان شود وچون خدا نخواست نشد ! پس ابن أبي الحديد گفته است كه : در روايت ديگر چنين است كه عمر گفت كه : حضرت رسول خدا
هامش
1 . زيادة از مصدر .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 66 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى