خليفه دوم سنيان است ، بدان كه مطاعن آن منبع فتن زيادة از آن است كه در كتب مبسوطه احصا توان كرد ، فكيف اين رساله !
وأو در جميع مطاعن أبى بكر شريك بود ، بلكه خلافت أبو بكر شعبه [ اى ] از فتنههاى أو بود ، لهذا از مطاعن مخصوصة أو اندكى بخصوصاً ( 1 ) در اين رساله ايراد مىنماييم . ( 2 ) انتهى .
ومع هذا سواي مطاعن يازده گانه كه مخاطب ذكر نموده ديگر مطاعن عمر در كتب شيعه مذكور است وبه ذكر آنها نپرداخته ، وما بعضي از آنها بعد فراغ از رفع شبهات مخاطب بر مطاعن مذكوره نقل خواهيم كرد .
اما آنچه گفته : أول كه عمده طعنها نزد شيعه است قصه قرطاس به روايت بخارى ومسلم . . . إلى قوله : اين است ، قصه قرطاس كه خاطرخواه شيعه موافق روايات صحيحه أهل سنت است .
پس اختلال اين قول به چند وجه واضح ولائح است :
أول : آنكه لفظ : قبل از وفات به چهار روز در روايات قصه قرطاس مذكور نيست .
دوم : آنكه تقديم اختلاف ديگر حاضران بر قول عمر ، از تحريفات
هامش
1 . كذا في [ الف ] دون المصدر .
2 . حق اليقين : 219 .