هفتم : آنكه ايشان را تارك رفاقت مسلمين گفته ، حال آنكه خود در آخر اين كتاب بعد ايراد آية : ( وَمَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ . . ) ( 1 ) ( صلى الله عليه وآله وسلم ) إلى آخر گفته :
معلوم شد كه هر كه خلاف راه مؤمنان اختيار نمود مستحق دوزخ شد ( 2 ) .
هشتم : آنكه اين جماعت را به ابن حنظل كافر روسياه كه هجو پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرده بود ، تشبيه داده .
نهم : آنكه به قول خود : هرگاه اين قسم مردودان . . . إلى آخر . تصريح كرده كه - العياذ بالله - تمام اين جماعت - خاك به دهانش - مردودان جناب الهى بودند .
دهم : آنكه ايشان را لايق سزا ( 3 ) وجماعت فسادپيشه گفته .
يازدهم : آنكه تهمت رضا به سزاى اين جماعت بر حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرابسته .
دوازدهم : آنكه برهم زدن دين وايمان به ايشان نسبت كرده .
سيزدهم : آنكه نسبت ارادههاى فاسده به ايشان نموده .
چهاردهم : آنكه - العياذ بالله ، زبانش بسوزد - اين جماعت را واجب القتل والتعزير دانسته .
هامش
1 . النساء ( 4 ) : 115 .
2 . [ الف ] خاتمة الباب از باب يازدهم . [ تحفه اثناعشريه : 378 ] .
3 . اشاره به كلام أو : حضرت زهرا ( عليها السلام ) چرا از سزادادن أشرار فسادپيشه مكدر گردد ؟