ليحرقنّ عليكم البيت ( 1 ) ، وأيم الله ليمضينّ لما ( 2 ) حلف عليه ، فانصرفوا راشدين فرءوا آراءكم ولا ترجعوا إليّ » ، فانصرفوا عنها ولم يرجعوا إليها حتّى بايعوا لأبي بكر . ش ( 3 ) . أي رواه عبد الله بن أبي شيبة .
حاصل اين روايت آنكه : از اسلم مروى است كه : به تحقيق كه وقتي كه بيعت كرده شد براي أبى بكر بعد جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) ، بودند على ( عليه السلام ) وزبير كه داخل مىشدند بر فاطمه ( عليها السلام ) بنت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، ومشاوره مىكردند حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را ، ومراجعت مىكردند در امر خود ، پس هرگاه برسيد اين خبر به عمر بن الخطاب ، برون آمد تا آنكه داخل شد بر حضرت فاطمه ( عليها السلام ) وگفت كه : اى دختر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ! قسم به خدا كه نيست از خلق كسى دوست تر به سوى من از پدر تو ، ونيست كسى دوست تر به سوى ما بعد پدر تو از تو ، وقسم به خدا كه نيست اين اَحَبّيت تو مانع من از اين معنا كه اگر جمع شوند اين نفر نزديك تو ، كه حكم نكنم درباره ايشان كه دروازه خانه تو را بر ايشان بسوزند .
پس هرگاه عمر برون رفت ، جناب أمير ( عليه السلام ) وزبير نزد حضرت فاطمه ( عليها السلام ) آمدند ، آن حضرت ( عليها السلام ) به ايشان گفت : « مىدانيد به درستى كه عمر نزد من
هامش
1 . في المصدر : ( الباب ) .
2 . في المصدر : ( ما ) .
3 . جامع الأحاديث ( جمع الجوامع ) 13 / 267 ، كنز العمال 5 / 651 .