حضرت ‹ 391 › رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) گفت كه : ( والله لا نصلّي إلاّ ما كتب الله لنا ) ، در اين روايات مذكور نيست .
وجه دوم : آنكه اگر بالفرض اين روايت به اين ألفاظ كه مخاطب ذكر كرده ، در “ صحيح بخارى “ موجود باشد ، لياقت تمسك واحتجاج ندارد ، وبلاشبهه از موضوعات خوارج ونواصب است كه قدح جناب أمير ( عليه السلام ) به آن خواستهاند ، وظاهر است كه صدور انكار از اداى نماز تهجد به اين شدّ ومدّ ، وآن هم در جواب ارشاد حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) از ادانى أهل ايمان بعيد است ، پس چگونه چنين انكار از جناب أمير ( عليه السلام ) - كه زهد وعبادت آن جناب به غايت قصوى رسيده بود - واقع شود ؟ !
ونيز تمسك به شبهه جبريه بلاشبهه ممتنع الصدور از آن جناب است .
وجه سوم : آنكه نماز تهجد فرض وواجب نبود ، بلكه بلاشبهه مستحب است ، پس امر به آن براي وجوب نباشد ، چنانچه بخارى خود به آن تصريح كرده ، وگفته :
باب تحريض النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم على صلاة الليل والنوافل من غير إيجاب .
پس اگر بالفرض جناب أمير ( عليه السلام ) انكار از خواندن نماز كرده باشد ، مقايسه آن بر عدم امتثال امر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) درباره احضار دوات وقرطاس صحيح نباشد ; زيرا كه :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٢٥