دلالت صريحه دارد بر آنكه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) بر ابوبكر غضب فرموده بود .
دوازدهم : آنكه قول [ او ] : پس راضى شد فاطمه رضى الله عنها [ ( عليها السلام ) ] . انتهى .
دلالت صريحه دارد بر سبق تحقيق غضب آن حضرت بر ابوبكر .
پس هر يك از اين وجوه - چه جا همه آن - به عنايت الهى براى تفضيح كابلى و تفضيح خود مخاطب كه در تحقق غضب حضرت فاطمه ( عليها السلام ) بر ابوبكر ارتياب كردهاند ، كافى و وافى است ، ( وَكَفَى اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ ) ( 1 ) .
و اگر مأوّلى بليد و جاهلى عنيد به صدد توجيه برآمده بگويد كه : غرض كابلى و مخاطب ، تشكيك در غضب حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به حيثيت نشنيدن ابى بكر دعوى هبه فدك است ، نه به حيثيت عدم استماع ابى بكر دعوى ميراث .
پس - قطع نظر از آنكه قيد اين حيثيت در كلام اين هر دو مذكور نيست ، و على الاطلاق تشكيك در غضب آن حضرت كردهاند - مدفوع است به آنكه : مطلق ثبوت غضب حضرت فاطمه ( عليها السلام ) بر ابوبكر براى اثبات بودن ابى بكر مورد غضب خدا و رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كافى است ، و كلام در حيثيت غضب ، نفعى به اهل ضلال و تسويل نمىرساند .
هامش
1 . الاحزاب ( 33 ) : 25 .