الف ) بسيارى از عقايد واعمالي كه امروزه از مسلمات مذهب پنداشته
مى شود ، در زمان صحابه وتابعين وتابعين تابعين وبلكه يكى - دو نسل
بعد از آنان ، چنين نبوده است . در واقع ، ميان فقها ودانشمندان گذشته ،
درباره ء بسيارى از اين گونه مسائل اختلاف وجود داشته است ، ولى با
گذشت زمان وبه خاطر عوامل مختلف سياسي وعملي وغيره ، برخى از
آرا ( وحتى گاهى يك رأى ) بر ساير آرا غالب گشته است . روشن است كه
در چنين حالتي ، چه بسا خواص ودانشمندان نسبت به نظريهء مسلط
مرعوب مى شوند ودر صدد برمىآيند تا به هر قيمت براي آن ( هر چند
ناموجه ) برهان ودليل فرآهم كنند .
سر مطلب آن است كه آنان از ابتدأ در محيط خانه با اين نظر پرورش
يافته وبه آن خو گرفته اند ، در جامعهء هم كيشان خود نيز همواره با همين
وضعيت روبرو بوده اند ، به ناچار رها شدن از چنين نظري ، با آن رسوبى كه
در انديشه وجان انسان مى كند ، بسيار مشكل است .
لكن انصاف وخردمندى اقتضا مى كند كه ما خود را از اين گردابها
نجات دهيم وهمواره با فكرى آزاد ومنطقي ، بينديشيم وبر اين أساس
انتخاب كنيم . بحث مورد نظر ما يكى از واضح ترين مصاديق اين مسأله است .
ب ) مدرك اصلى در استنباط احكام دين ، قرآن كريم است . قرآن از هر
گونه باطل به دور است وبايد همه چيز به آن ارجاع داده شود . اگر خبري
يا اخبارى مخالف نص كلام الله مجيد بود ، مسلما مطرود است وبايد كنار
زده شود . اگر اخبار با يكديگر متعارض بودند ، بدين صورت كه برخى
مطابق ظاهر كلام الله وبرخى مخالف آن بودند ، قطعا ترجيح با آن دسته از
اخبار است كه با ظاهر كلام الله سازگار است . البتة اخبار مخالف با ظاهر
كلام الله ، هر چند در صورتي كه معارض نداشته باشد ، ممكن است كسى
تشيع در تسنن ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: السيد محمد رضا المدرسي
ص١٥٠