حق ، همراه با ضرر زدن به مرد انصارى بود ، و راضى نشد كه بين حق خود و حق مرد انصارى جمع كند به اينكه يا هنگام وارد شدن اجازه بگيرد ، يا نخل خود را با نخل ديگرى عوض كند ؛ پس پيامبر صلى الله عليه و آله شرّ او را دفع كرده ، و امر كرد كه نخل او را از ريشه در آوردند ؛ چرا كه تنها راه خلاصى مرد انصارى از ظلم و اجحافى كه در حق او مىشد ، همين راه بود .
در فهم دقيقتر اين روايت ، بحثهايى وجود دارد كه به زودى به آن خواهيم پرداخت .
4 . در كتاب « الكافى » « 1 » ، از عقبة بن خالد ، از ابى عبد اللَّه امام صادق عليه السلام ، نقل شده كه فرمود : پيامبر صلى الله عليه و آله بين كسانى كه در زمين يا خانه شريك هستند ، حكم به شفعه نمود و فرمود : « لا ضرر و لا ضرار » ؛ و فرمود : هنگامى كه نشانهها گذاشته شد ، و حدود مشخص گشت ، حق شفعه برداشته مىشود .
در كتاب « وسائل الشيعه » ، پس از نقل روايت فوق از كتاب « الكافى » ، به همين روايت از مرحوم شيخ ، و مرحوم صدوق ، به طريق خودشان اشاره كرده ، و مىنويسد كه در روايت صدوق « 2 » اضافه بر آنچه ذكر شد عبارت « و لا شُفعة إلا لشريك غير مُقاسم »
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 280 ، ح 4 ، باب الشفعه .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 77 ، ح 3369 ، باب الشفعة