تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
مبالغه از حد گذشته و مردم را پابرجا ديد تاج‌وتخت را ( بشروطى ) پذيرفت و بدين ترتيب به اين نمايش مضحك خاتمه داده شد « 1 » .

الغاء اصول عقائد شيعه

يكى از شرايط قبول سلطنت آن بود كه ملت ايران طريقهء رافضى و رفض را كه بوسيلهء مؤسس سلسلهء صفوى در ايران رواج يافته بود ترك گفته و بمذاهب قديم برگردد . نادر در فرمان خود چنين نوشت « چون از وقتىكه اين طريقهء شيعه يعنى طريقهء رافضى و سب رواج يافته اين مملكت متصل مركز فساد و آشوب گرديده و امنيت و آرامش به كلى از اين سرزمين رخت بربسته است و لذا بهتر آنست كه همگى سنى شده و اين قضايا خاتمه يابد ، اما چون مذهب ملى بايد پيشوائى داشته باشد بگذاريد امام جعفر ( ع ) كه از خاندان پيغمبر بوده و ما همگى نسبت به او احترام داريم رئيس ما باشد . » مطابق گفته هانوى رئيس مجتهدين بمخالفت برخاسته و نادر را نصيحت نمود كه خود را فقط بسلطنت دنيوى محدود سازد . اما مرگ ناگهانى اين شخص عاليمقام اخطارى بهمقطاران او بود كه خود را از مخالفت بازدارند . اين تغيير رسما در يك جلسهء بزرگى مورد تصويب قرار گرفت . هرچند كه اكثريت ايرانيان حاضر از اين تغيير قلبا نفرت داشتند ، نادر براى آنكه از نامطبوعى و ناپسندى اين مذهب جديد بكاهد تصميم خود را براى افزودن يك فرقهء جديد به چهار فرقهء سنى بنام فرقهء جعفرى اعلام داشت . بوسيلهء اين تغيير اساسى كه براى آن رضايت رسمى نيز بدست آمده بود نادر بدون شك اميدوار بود كه ايرانيان خاندان درخشان صفويه را فراموش كنند . شايد هم رؤياى حكومت بر يك امپراطورى متحدهء اسلامى را كه قلمرو عثمانى جزو آن بود ميديد . اما هرچند كه يك روز همه خيال ميكردند كه نادر به تنهائى براى سلطنت ايران موزون و مناسب است معذلك هيچوقت كسى نسبت بفاميل او اظهار علاقه نمىنمود و در زمان مرگش كسانىكه براى تأييد و پشتيبانى اين نظريه جمع شده بودند بسيار معدود و انگشت شمار بودند .
هامش
( 1 ) - ابرام( Abraham )كه جزو نجباى مدعو دشت مغان است صورت اين مجلس و خلاصهء مذاكرات را مذكور داشته است . ( مؤلف )
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 365 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى