تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
غافلگير كرده مغلوب ساخت و بعدا او را گرفته در شيراز بزندان انداخت . عرب نامبرده نيز در آنجا انتحار نمود « 1 » .

فتح بغاوند ايرانيان 1148 ه ( 1735 )

سلطان عثمانى از امضاء معاهده‌اى كه فرماندار بغداد بسته بود امتناع نمود و فورا يك ارتش جديدى تحت فرماندهى عبد الله پاشا كپرولو بدانصوب فرستاد . نادر فورا براى اينكه پيشواى ترك را بيك نبرد كلى مجبور سازد شهرهاى تفليس ، ايروان و گنجه را محاصره نمود و در اين قسمت او كامياب شد ، چه عبد الله اردوگاه مستحكم خود را در نزديكى قارص ترك كرده بفرماندهى هشتاد هزار تن سپاه راه ايروان را پيش گرفته بارتش ايروان كه موضعى را در جلگه‌هاى بغاوند « 2 » انتخاب كرده و به آنجا كشيده بودند حمله برد . قواى ايران با آنكه در عدد پست‌تر بودند فتح كاملى بدست آوردند ، تركان پس از دادن تلفات سختى فرار كردند . سردار عثمانى جزو كشتگان جنك بوده است . تفليس ، گنجه و ايروان جزو غنائم اين فتح بودند و دربار عثمانى از اين تجربهء بسيار تلخ درس گرفته با مواد عهدنامهء صلح بغداد موافقت نمود .

تخليهء ولايات خزر از روسها

بعد از مرك پطر كبير رويهء تجاوز و جلو رفتن روسيه متروك ماند و مشاورين ملكى آن ملتفت شدند كه موقعيت ايران كاملا برعليه آنها تغيير يافته است و بنابرين تصميم گرفته ولايات خزر را تخليه كنند . مازندران و استراباد كه هرگز اشغال نشده بودند باضافه گيلان طبق عهدنامهء رشت در سال 1732 بايران برگشت . مطابق گفتهء ايرانيان نادر اولتيماتومى بژنرال روسى داده و از او استفسار نمود كه آيا كشور ايران را ترك مىكند يا اينكه مايل است فراشان سلطنتى او را بيرون كنند . از مسكو يك نماينده براى بستن معاهده با نادر بمشهد آمد ولى نادر از دادن
هامش
( 1 ) - بارون دو بود در كتاب خود موسوم به « مسافرتهاى لرستان » ( جلد اول صفحهء 239 يك تپهء كوچكى را نزديك مهليان قرب بهبهان نام برده و آنجا را مركز وقوع اين عمل ميداند . ( مؤلف ) ( 2 ) -Baghavand .
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 363 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى