تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
و اين جهالت و نادانى حقيقة تا مدت پانصد سال دوام داشت و بالاخره تا سدهء دوازدهم دنياى مسيحيت نتوانست طوق تقليد شرق را از گردن دور سازد . « تجمل و شكوه شرق سابق « 1 » » هيچ سخن كوتاهى يك حقيقت مسلم را بدين روشنى جلوه‌گر نميسازد .

فرقهء معتزله

در شرح و بيان عصر ذهبى اسلام هرقدر هم بنابر ايجاز و اختصار باشد اصول و عقائد مخصوص آن عصر را كه جلب توجه و هواخواهى خليفه و دربارش را كرده بود « 2 » نمىتوان گذاشت و گذشت . حضرات معتزله تعليمات مذهب رسمى غالب يعنى اشاعره را ظالمانه و مخالف باهوش و ادراك انسانى نشان داده و عقائد و اصول آنان ( معتزله ) يك درخواستى براى آزادى و استقلال آدمى در كار و كردار بوده‌اند . آنها با عقائد اشعريها كه قائل بجبر و معتقد بودند كه خدا آدمى را از گناهى كه خود در ارتكاب آنها ويرا مجبور ساخته است عذاب مىكند بناى ضديت را گذاشتند و همچنين در مسئله قدم قرآن و همذات بودن با خدا كه اشعريان معتقد بودند سخت مخالفت ورزيدند . مأمون ، معتصم و واثق سه خليفهء متوالى طريقهء معتزله را به حسن قبول تلقى نموده و با شاعت و ترويج آن پرداختند . اما مسلمانان ، تابع اكثريت يعنى پيروان مذهب اشعرى را بعوض اينكه آزاد بگذارند تعقيب نموده با كمال تعصب و عناد با آنها رفتار نموده و بالاخره اذيت و آزارى كه در حق آنها روا ميداشتند منجر به عكس العمل غير قابل احتراز گرديده و معتزله كه نفوذ سياسى آنها در دورهء خلفاى بالا بدرجهء كمال بود پس از مدت كمى يعنى در دورهء متوكل دهمين خليفهء عباسى نفوذ و اقتدار مزبور را به كلى از دست دادند .

معتصم 218 - 227 هجرى ( 833 - 842 )

مأمون پيش از مرگ خود فرمانى صادر كرد كه برادرش ابو اسحق ملقب به معتصم بعد از وى خليفه خواهد بود . حكمرانى او نظير حكمرانى برادرش بود و همان رويه و سياست را تعقيب مينموده است . مجالس بحث و مناظره كماكان آزاد مگر راجع بمذهب معتزله كه هركس با آن مخالفت مىنمود و يا از قبول آن سر باز ميزد مجازاتش اعدام بوده است .
هامش
( 1 ) - بايد جزو امثال زبان‌هاى اروپائى باشد . ( مترجم ) ( 2 ) - بفصل هشتم كتاب مهم برون رجوع شود ( مؤلف ) .