مقدسى ، معاصر آنها ، جغرافى خودش را با قلمى كاملا مستقل و آزاد نوشته - است و آن مخصوصا مبتنى است بر مشاهدات شخصى او كه از بلاد چندى نموده ، كتاب او شايد مهمتر و محققا از همهء تأليفات جغرافىنويسان عرب بيشتر بكر و تازه است « 1 » .
افسوس كه بواسطهء ضيق صفحات ، طرق و راههاى تجارتى را كه خلافت اسلام را بهر يك از نقاط اروپا و آسيا متصل ميساخت نميتوانيم تفصيلا بيان نمائيم . ولى « رى » را ، بدون اينكه ذكرى از آن به عمل آيد نمىتوان گذاشت و گذشت . محل مزبور سر راه عمده از مغرب بمشرق واقع شده سوداگران اسكانديناوى و اسلاو كه از شمال داخل ولگا ميشدند سوداگران و بازرگانانى را كه از لوانت ( سواحل شرقى مديترانه ) حركت كرده بودند در اينجا ملاقات مىكردند . نگارنده در جاى ديگر راجع بايران مخصوصا اين نكته را يادآور شدهام كه آن « شاهراه ملل دنيا » است و همين خود ، ما را از هرشرح و بيانى مستغنى ميسازد .
الحال برميگرديم بعلم جغرافى كه موضوع بحث ماست و ميگوئيم كه مأمون امر كرد كه مدرسهاى در اين علم تأسيس كردند كه آن اولين مدرسهء با قاعدهاى است كه از زمان انطونينس « 2 » تا آن زمان ديده شده و رصدخانهاى هم در بغداد بنا نمود كه ميل كلى منطقة البروج يعنى مدار خورشيد را در آن سعى كردند كه با كمال صحت استخراج نمايند .
همچنين در سوريه و عراق يعنى بين النهرين نيز بامر مأمون فاصلهء دو درجه نصف النهار را با كمال دقت تعيين نمودند « 3 » .
اروپائيانى كه در بعضى اوقات مشرق را از روى جهالت به نظر حقارت نگاه ميكنند خوبست ترقى و پيشرفتى كه در هريك از رشتههاى دانش و ادب و نيز صنايع و فنون كه در آن قرن ميان مسلمانان وجود داشته آن را با ظلمت جهل و نادانى كه سراسر اروپا را فراگرفته بود مقايسه كنند و بايد اينرا گفت كه مشرق در تمام شعبههاى فعاليت عقلانى بر غرب گرفتار در ظلمت نادانى بطور غيرقابل مقايسهاى تفوق و برترى داشته است .
هامش
( 1 ) - سرزمينهاى خلافت شرقى صفحهء 13 ( مؤلف ) .
( 2 ) -Antonines( 3 ) - آغاز جغرافى ، جلد اول ، صفحهء 409 ( مؤلف ) .