تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
نماند « 1 » . ساتىبارزان والى اريا در سوسيا بنزد وى آمده عرض اطاعت نمود ، در اينجا به اسكندر خبر رسيد كه بسوس باسم اردشير لقب پادشاه بزرگ به خود گرفته است لذا مصمم گشت او را دنبال كند . او ازاريا كه در شمال غربى افغانستان واقع است و حكومت آن را به نائب السلطنه سابقش واگذار نموده بود عبور كرده به طرف بلخ راند و در آنجا شنيد كه ساتىبارزان با بسوس همدست شده و علم طغيان برافراشته نمايندهء مقدونيه و ملتزمين و همراهان او را بقتل رسانيده‌اند و مردم را بپايتختى كه آراته كوانا « 2 » خوانده ميشد جمع كرده‌اند ، اسكندر مثل هميشه در حركت شتاب نموده بطوريكه هفتاد ميل مسافت را دوروزه پيمود و بالاخره آتش فتنه را خاموش نمود ، محل آراته‌كوانا بدرستى معلوم نيست ولى محتمل است كه آن در هرىرود باشد و اين احتمال از آنجا قوت پيدا مىكند كه اسكندر در همان حدود اسكندريه‌اى بنا نموده است كه آن بنا بعقيدهء عموم در جنب هرات حاليه بود . نه‌اينكه هرات جاى تازه‌اى بوده است برعكس رباعى در اين باب گفته شده كه مضمونش اينست : لهراسب بناى هرات را گذاشت ، گشتاسپ آن را بالا برد ، بعد از او بهمن ابنيهء آن را ساخت ، اسكندر رومى كار را بكمال رسانيد .

الحاق سيستان و عزيمت به هيلمند

اين طغيان و سركشى نقشهء جنگ اسكندر را تغيير داده بجاى حركت از طرف مشرق ببلخ مصمم گشت كه از طرف جنوب به بارسنت « 3 » والى درنگيانا يا زرنگيانا « 4 » كه در هلاك داريوش دخالت داشته است حمله ببرد ، اسكندر ميترسيد كه بارسنت خط ارتباط او را كه با فتوحات حيرت‌انگيز خود باز گذاشته بود قطع نموده باوجود مسافات بعيده و از جهت برانداختن خانواده‌اى كه از قديم استقرار يافته بود مملكت دچار هرج‌ومرج گردد .
هامش
( 1 ) - بيان اين موضوع بتفصيل منجر باطناب مىشود و جاى آن در اين كتاب نيست ، هرچند من براى تحقيق اين امر بخصوص دو بار به آنجا سفر كرده‌ام . ( مؤلف ) ( 2 ) -Artacoana .( 3 ) -Barsaentes .( 4 ) - اين اسامى استعمال يونانيها و از زرنج ( حاليه به نادعلى معروف است ) گرفته شده است كه هنوز اين اسم در زره يكى از گوديهاى بسيار بزرگ محفوظ مىباشد . « مؤلف »
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 356 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى