ابو الهول مدال طلا اقتباس از موزهء بريتانيا
فصل بيست و سوم حد كشورگشائى
اين مرد را بر ديگر كشورگشايان روزگار هرگز نميتوان برابر ساخت ، چرا كه پشت جهانى از هيبت نام وى ميلرزيد و شمس القلادهء انجمن مردان نامدار و آزادگان گيتى بشمار ميرفت .
« شاسر در داستان كشيش »
تسخير هيركانيا ، پارت ، اريا ( هرات )
ميراث امپراطورى ايران اكنون به اسكندر اختصاص يافته و او ميتوانست تسخير كشورهاى شرقى مجاور را به ديگران محول نمايد ليكن چون هواى كشورگشائى و جاهطلبى بر وجودش غالب بود و عطشى كه براى فرمانفرمائى و بسط نفوذ در سراسر جهان داشت و موفقيتهاى شگفتانگيز وى مخصوصا آن را تيزتر كرده و مرگ داريوش هم تخفيفى به اين عطش او نداده بود لهذا از نزديكى دامغان لشكر مقدونيه را به سمت شمال سوق داد تا در كوهستان بقبايل تپورى حمله ببرد . شايد همين اسم باشد كه در لفظ طبرستان كه ناميست كه مازندران كنونى در قرون وسطى بدان معروف بود ضبط شده است . مقصود اسكندر هيركانيا بود ولى او قشونش را بسه قسمت تقسيم نمود تا هراندازه دستيافت دامنهء فتوحات را توسعه داده و ديگر نگذارد قبايل كوهستانى باهم متحد شده از