بارى در اينمدت متمادى در تمام آن مملكت تأثير اوضاع آشورى بايد بيش يا كم نفوذ كرده باشد و بواسطهء همين پرورش سخت و شديدى كه قهرا بر ما وارد آمد آنكشور قابل و قادر بر تشكيل دولت مقتدرى گرديده است .
روايت ماديها
اما بعقيدهء خود ماديها تشكيل دولت كمدوام ايشان كار يكنفر مردى بود كه نسب عالى نداشته است ، در هرحال اين طايفهء كوهستانى كه فقط يكى از قبايل عديدهء وحشى كوهستانى بود كه اكثر به حال چادرنشينى بسر ميبردند و اگر خيلى ترقى داشتند در دهات متفرقه زندگى ميكردند در زمانيكه سلطنت سناخريب بطريق مسالمت رو بخاتمه ميرفت شروع كرد باينكه در تحت انتظام و ترتيبى درآيد كه منتهى به شكل يك دولت باعظمتى گرديد ، اگرچه دوامى پيدا نكرد .
ديوكس مؤسس سلسلهء سلطنتى ماد
در كتاب هرودوت مذكور است كه مؤسس دولت جداكانهء ماد ديوكس پسر فراارتس بوده است . او در عدلوداد چنان معروف شد كه ابتدا اهل دهكده و بعدها تمام قبيلهء او براى شنيدن احكام او اجتماع ميكردند . چون ديوكس اينقدرت و حيثيت را در خود ديد اظهار كرد كه من ديگر نميتوانم تمام اوقات خود را صرف محاكمه و دادرسى همشهريها كنم و از امور شخصى خود بازبمانم ، بنابراين از قضاوت دست كشيد و سپس چنان كه او پيشبينى كرده بود دزدى و غارتگرى و همه قسم اغتشاشى شيوع پيدا كرد ، اهل ماد آن اوضاع را با احوال سابق مقايسه كردند و بقول هرودوت اظهار داشتند كه « اگر ترتيب كشور به همين قسم بماند نخواهيم توانست در اينجا زيست كنيم ، بايد براى خود پادشاهى معين كنيم تا مراقب امور ما باشد و تا بواسطهء اغتشاش و هرجومرج مجبور بمفارقت از ولايات خود نشويم « 1 » » .
اكباتان پايتخت ماد
پس بناى انتخاب شد و ديوكس بسلطنت تعيين گرديد و شايد كه از پيش ترتيب آنداده شده بود ، او اول كاريكه كرد اين بود كه يكدسته مستحفظين براى خود اختيار نمود ، پس از آن بساختن پايتخت پرداخت و براى
هامش
( 1 ) - 1 ، 97 ، « مؤلف » .