تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
در دورهء بعد از دوره‌هاى اوليه معلوم مىشود كه از اقوام سومر و سامى جمعيت كثيرى به ايلام آمده و در آنجا هم مانند بابل بر سكنهء اوليه غلبه كرده آنها را مستهلك ساختند ، در بابل استيلاى نژاد سامى با مسالمت بوده و محتمل است كه بطريق نفوذ و ورود تدريجى واقع شده باشد ليكن در ايلام ظاهرا بواسطهء استحكام مساكن كوهستانى آن ، سامىها استيلاى دائم پيدا نكرده‌اند تا اينكه دولت دوم سومرى برقرار گرديد ، اين دولت بوسيلهء سلاطين اخير اور تشكيل شده و ايلامرا بحيطهء تصرف بابل درآورد ولى چندان طول نكشيد .

طوايف مختلفهء ايلام

گذشته از تقسيمات طوايفى كه فوقا ذكر كرديم در مملكت ايلام طوائف چندى بوده‌اند كه از جمله هسى يا اوكسيان و هپارتيپ ميباشند و ديگر اومليش كه تا ناحيهء بين كرخه و دجله سكنى داشتند و طايفهء يموت بل و تتبور كه مسكن ايشان بين باتلاقهاى دجله و كوهستان بوده است . طايفهء هسى يا خوز همان اوكسىها هستند كه يونانيها ذكر ايشانرا كرده و از اسكندر به جهت عبور از شوش به پرسپليس باج ميخواستند و اسكندر در وقت مراجعت ايشانرا غافل گرفته مقهور نمود چنان كه در فصل بيستم بيان خواهيم نمود . اسم اين طايفه هنوز در لفظ خوزستان باقى است ، اسم طايفهء هپارتيپ يا هپيرتيپ « 1 » در حجاريهاى مال امير منقوش و ظاهرا همانست كه يونانيها امرديان يا مرديان ميخوانند و هردوت آن را جزء طوائف بدوى ايرانى و در رديف دها « 2 » و دروپينى و ساگارتى در تحت پرچم سيروس اسم ميبرد .

انزان يا انشان

از جمله نواحى مهمه انزان يا انشان بود كه مكان آن بدرستى معلوم نيست و ليكن محتمل است در طى زمان شامل شوش و تلال مجاور بوده و بالاخره با كلمهء ايلام مترادف گشته است ، بطوريكه از الواح خطوط ميخى « 3 »
هامش
( 1 ) - « پ » در آخر اين اسم علامت جمع است . « مؤلف » ( 2 ) -Dahae( 3 ) - رجوع شود به « انشان » در كتاب لغت بابل كه جيمزهستينگس آن را طبع و نشر نموده است . « مؤلف »