شده ، فانى ذات گشته همگى وى سمع شده تفرقت وى جمع گشته ، ناگاه ندا آمد از خداوند ذو الجلال كه « يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّه » . آن ساعت شاخ عنايت بر هدايت داد ، بحر ولايت در كفايت افكند :
سقيا لمعهدك الَّذي لو لم يكن
ما كان قلبي للصّبابة معهدا
موسى خلعت قربت پوشيد ، شراب الفت نوشيد ، صدر وصلت ديد ، ريحان رحمت بوئيد :
اى عاشق دلسوخته اندوه مدار
روزى بمراد عاشقان گردد كار
« او جذوة » 29 مجمع : با حركات سه گانه ى جيم قرائت شده است و به معنى قطعه هيزم بزرگى است كه آتش زده باشند .
نيشابورى : جذوه بمعنى چوب كلفتى است كه در سرش آتش باشد .
« نُودِيَ مِنْ شاطِئِ » 30 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى از كناره ى درّه از طرف راست موسى در جلو كوه طور او را آواز كردند .
« فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ » 30 نيشابورى : چون پيغمبر و سخن گفتن با آدمى از آنجا آغاز شد مبارك ناميده شد .
« مِنَ الشَّجَرَةِ » 30 حسينى نوشته : موسى بدرخت نگاه كرد آتشى سفيد و بيدود ديد ، و بدل فرو نگريست شعله ى آتش شوق لقاى معبود مشاهده نمود از شهود اين دو آتش نزديك بود كه شمع وجودش به تمام سوخته گردد . نظم :
هست در من آتشى روشن نميدانم كه چى است ؟
اين قدر دانم كه همچون شمع ميكاهم دگر
روح البيان : بعضى گفتهاند : فرق است ميان شجره ى آدم و موسى كه آن رنج و گرفتارى بدنبال داشت و اين پيغمبرى و نمايندگى حقّ .
« وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ » 32 مجمع : كلمه ى « رهب » با فتح راء و هاء و فتح راء و سكون هاء و ضمّ راء و سكون هاء خواندهاند .
ابو الفتوح : يعنى چون از عصا و دست سفيد خود ترسيدى دوباره دست