گواهم كه از اويم و پيرو اويم . ابن الكواء گفت : بحقّ تو كه از پس كس نروم مگر از پى تو .
در تفسير حسينى : در كلمه ى « شاهد » كه مقصود صورت پيغمبر است ، اين شعر را نوشته است :
اى صبح سعادت ز جبين تو هويدا
اين حسن چه حسنى است تبارك و تعالى
مصوّرى كه تو را طرح كرد و نقشه كشيد
ز اوستادى خود مست و مات و حيران است
« وَمَنْ يَكْفُرْ بِه مِنَ الأَحْزابِ » 17 عبده : مقاتل گفته است : مقصود بنى اميّه و بنى مغيرة بن عبد اللَّه مخزومى هستند و آل طلحة بن عبيد اللَّه و آنها كه در آينده باهم دسته و حزب ميشوند براى جلوگيرى از پيغمبر و اسلام .
« ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَما كانُوا يُبْصِرُونَ » 20 عبده : بواسطه ى كمال ميل بكفر و باطل و پيروى از خواسته هاى مادّى نميتوانستند گوش به قرآن و سخن حقّ فرا دهند و هم از ديدن آيات آفاق و انفسى حقّ خود را محروم كرده بودند .
تفسير حسينى
گوشى كه بحقّ باز بود در همه جاى
او هيچ سخن نشنود الَّا ز خداى
وان ديده كه زو نور پذيرد او را
هر ذرّه بود آينه اى دوست نماى
سخن ما : 1 - آيت اوّل « فَلَعَلَّكَ تارِكٌ » تا آخر ، شايد توضيحش اين باشد كه « واو » « وَضائِقٌ بِه صَدْرُكَ » براى بيان حال است و معنى چنين است : كه با ناراحتى از سخنان كافران ممكن است تو چنين فكر كنى كه شايد كوتاهى در كار خود ميكنى ، يا تصوّر كنى كه سخن تو سودى به حال اين مردم ندارد و نگفتن پاره ى مطالب به آنها بهتر است ، ولى تو ناراحت نباش كه فقطَّ وظيفه اى دارى و انجام ميدهى و دنباله و نتيجه اش با خدا است كه وجود تو و آنها بقدرت او است .