اين شكايتگر يقين خويش بد است
كه از آن بدخوى بدگوى آمده است
زان كه خوشخو آن بود كو در خمول
باشد از بدگوى و بد طبعان حمول
ليك در شيخ اين گله ز امر خدا است
نى پى خشم و ممارات و هواست
آن شكايت نيست هست اصلاح جان
چون شكايت كردن پيغمبران
طبع را كشتند اندر حمل بد
نا حمولى گر كند از حقّ بود
اى سليمان در ميان زاغ و باز
حلم حقّ شو با همه مرغان بساز
بلبل بسيار گورا پر مكن
باز را و كبك را بر هم مزن
اى دو صد بلقيس حلمت را زبون
كاهد قومى انّهم لا يعلمون
سخن ما : در اين آيات : فقطَّ همانچه در آيات گذشته « فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ » گفتيم ، در اين جمله ها « وَاتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ » « 1 » ميگوئيم كه اينها براى آرامش اضطراب درونى پيغمبر ( ص ) است كه در ابلاغ بمردم و مبارزه ى با سرسختيهاى آنها فقطَّ پيرو الهامات خود باش و از كس باك نداشته باش ، و هم وسيله تربيت بشر است كه پس از تشخيص مصلحت كه به حكم عقل و شرع ثابت شده است نگرانى و اضطراب و ترديد از سخن ديگران جايز نيست و بايستى با دل قوى و قدم ثابت از كار خود تعقيب كرد تا حكم خداوند كه نتيجه ى فكر و كار است نمودار شود .
هامش
( 1 ) صبر در اينجا بمعنى مقاومت است و پايدارى بقرينهء « وَاتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ » يعنى تو بايد درست بدستورات ما عمل كنى و از تبليغ خود باز نايستى . و در مقابل مخالفين سر سخت باشى ، و در اين راه آنچه رنج و فشار بينى اهميت ندهى زيرا كه در مقابل هدف تو هر چه باشد ناچيز است ، و محكم بايست و پايدار باش تا خداوند خود ميان تو و آنها حكم كند و باطل را نابود نمايد و حق را يارى و غالب سازد ، و بدانكه او بهترين حكم كنندگان است و سر انجام تو با مؤمنين بر آنها چيره خواهى شد پس دل قوى دار و مطمئن باش كه پيروزى نهائى با تو خواهد بود . ( 1 )