تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
« مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ) * » 110 مجمع : « فُتِنُوا » با ضم فاء و كسر تاء قرائت شده است : يعنى گرفتارشان كردند ، و با فتح فاء و تاء خوانده‌اند يعنى خود را گرفتار كردند و آنچه نميخواستند بگويند گفتند . « يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها » 111 كشف نوشته : يعنى روز قيامت هر كسى خود را حجّتى ميجويد و عذرى ميآورد ، اهل فترت گويند كه رسول نديديم ديوانه گويد : خبر نداشتم ، طفل گويد : ببلوغ نرسيدم ، جلَّاد گويد : مأمور بودم ، مى - خواره گويد : علَّت داشتم ، بينماز گويد : شغل داشتم ، نادان گويد : ندانستم ، چاكر و شاگرد گويد : مستضعف بودم ، عاشق گويد : نشگيفتم « 1 » . روح البيان : حافظ گفته است :
دام سخت است مگر لطف خدا يار شود ورنه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم
و نيز گفته :
سزدم چو ابر بهمن كه در اين چمن بگريم طرب آشيان بلبل بنگر كه زاغ دارد
در تأويلات نجميّه گفته است : هر نفسى به اندازه ى بقاى وجودى خود جدل و كوشش براى خود مىكند يا به منظور دفع ضرر يا جلب منفعت حتّى پيغمبران ( ع ) كه در آن روز به خود مشغول هستند و ميگويند : چه كنم ؟ مگر شخص مقدّس محمّد ( ص ) كه او از خود بى خبر و فانى است و بحقّ باقى است و در انديشه ى افاضه ى خير است و ميگويد اى واى امّتم چه مىشود ؟ زيرا پيغمبر در مرتبه ى وجود به دنيا و عالم مادّى مقدّم است و در مقام آخرت مؤخّر است و آخرين موجود است و گناهش آمرزيده شده است ، در شب معراج چون در آنجا به او خطاب شده است « و السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللَّه و بركاته » پس بسلام حقّ از وجود خود فانى شد و برحمت حقّ ببقاء حقّ باقى ماند ، و همان رحمت باقيه حقّ است كه مرسل بر كافّة النّاس و مأمور تربيت همه ى بشر است و در همان ضيافت معراجى عدّه اى از خواصّ -
هامش
( 1 ) يعنى نتوانستم شكيبائى كنم .