مردم در مستى و بيخبرى
73 بصبحگاه فريادى فراگيرشان شد كه همه ى شهر زير و زبر شد
74 و بر آنها كه جان بدر بردند سنگ و گل باريد و نابود شدند
75 البتّه اين حوادث براى مردم صاحب نظر پند است و عبرت
76 و راهى است هموار و برقرار
77 ( يا آن سرزمين لوط و شعيب براى آنكه از آنجا بگذرد راهى است راست و نمايان كه آثارش هنوز باقى است ) و نيز موجب راهيابى است براى مؤمنين كه بينديشند و سرمشق گيرند
78 و مردم شعيب كه از نعمت درخت و باغ و بستان بهره مند بودند عبرت نگرفتند و ستم پيشه بودند
79 و ما انتقام كشيديم با اينكه هر دو دسته راهى واضح داشتند و رهبرى دلسوز [ يا جايگاه مردم لوط و شعيب براهى راست است ، و روشن كه هر كس بگذرد ميبيند ]
80 و نيز ساكنين حجر صالح و ديگر پيغمبران را دروغگو شمردند
81 و هر آيه و نشانه كه به آنها نموديم نپذيرفتند
82 و مغرور بودند كه در دل كوه خانه تراشيدهاند و آسوده اند
83 ، ولى بهنگام صبح ناگهان فريادى به آنها رسيد
84 كه از هيچ فكر و كار خود فايده نبردند و جلوگير سرنوشت حقّ نشد
85 اى محمّد ، اين مردم بدانند : آفرينش آسمان ها و زمين نه بيهوده است كه براى حقّ و حقيقت است و عاقبت آن قيامت و تو بخوشخوئى و نيكوئى رفتار كن و از بدكاران درگذر
86 كه خدا آفريدگار است و دانا
87 بسود و زيان آنها و خود آسوده باش كه سبع المثانى و قرآن كريم به تو داديم
88 و چشم دراز مكن به اين بهره هاى زندگى و اندوه آن مردم را مدار و بمؤمنين نرم جانب باش و مهربان
89 و به آنها اعلام كن كه من بزبانى آشكار و همه كس فهم به ياد ميآورم و ميترسانم
90 از همانند حادثه ى مقتسمين
91 و آنها كه قرآن را به چند دسته تقسيم ميكنند و سخنانى پراكنده مىپندارند
92 كه بخداى تو قسم همگى - شان مسئول كار خود ميشوند
93 و تو وظيفه ى خود آشكار كن 94 و اين مشركين را به چيزى مشمار
95 و آنها كه استهزا ميكنند
96 و خدايانى چند فرض ميكنند جلوگير شويم و از شرشان آسوده ات ميداريم و خواهند دانست كه چه كردند و چه مى - بينند ، و البتّه خبر داريم كه از سخنان اين مردم دلتنگى ، ولى تو أستايش خداوندت تسبيح و تنزيه حقّ كن و در سجده و عبادت خدا باش كه بمقام يقين برسى تا آنگاه كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٨