چون تجلَّى كرد اوصاف قديم
پس بسوزد وصف حادث را كليم
« وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْه » 17 مجمع : « يوقدون » با ياء به صيغه ى غايب نيز قرائت شده است . و اين مثل ديگرى است براى حقّ و باطل كه فلزّات طلا و نقره و مس و غيره را در كوره ذوب مىكنند براى آلات زينت و كارفرما و چون ذوب شد آنها هم مثل سيلاب كف دارد كه خبث و جرم آن باشد .
« أفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى » 19 روح البيان يعنى عمّار و حمزه كه ميدانند قرآن حقّ است مانند ابو جهل كور دل نيستند و اين جمله ها شامل همه ى مردم بينا و پيرو حقّ است و منكرين . مثنوى گفته است :
در سر و رو در كشيده چادرى
رو نهان كرده ز حشمت دلبرى
شاهنامه يا كليله پيش تو
همچنان باشد كه قرآن از عتو
فرق آنگه باشد از حقّ و مجاز
كه كند كحل عنايت چشم باز
ورنه پشك و مشك پيش اخشمى
هر دو يكسان است چون نبود شمى
گفت يزدان كه « تَراهُمْ يَنْظُرُونَ »
نقش حمامند « هُمْ لا يُبْصِرُونَ »
« الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّه » 21 مجمع : اين جمله چهار معنى شده است 1 - ايمان به همه ى پيغمبران ، 2 - ايمان و كومك و جنگ بموافقت با پيغمبر 3 - صله رحم و رعايت خويشاوندان 4 - كليّه ى روابط با مسلمانان از كومك و جلوگيرى آزار و دوستى ، و البتّه صله ى رحم هم جزء اينها است . و از امام صادق ( ع ) روايت كردهاند كه هنگام وفات وصيّت فرمود كه بعموزاده ى آن حضرت حسن بن حسين بن علىّ بن حسين ملقّب بافطس هفتاد دينار بدهند ، يكى از كنيزان امّ ولد آن حضرت عرض كرد : اين مرد كه با كارد به تو حمله كرده است چرا بسودش وصيّت مىكنى ؟ فرمود :
اين آيه را نخوانده اى « الَّذِينَ يَصِلُونَ » تا آخر .
« يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ » 21 طبرى : يعنى چون ميترسند از دقّت ، و وارسى در حساب كه هيچگونه گناهشان آمرزيده نشود در انجام وظائف ميكوشند .
« وَيَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ » 22 مجمع : چند معنى شده است : 1 - به كار