پيغمبر نگاهبان است كه از شرّ دشمنان و بدخواهىشان او را نگهدارى ميكنند .
مجمع : بعضى گفتهاند « من امر » يعنى « عن امر » و مقصود اين است كه از شرّ مخلوقات خدا نگاهش ميدارند .
« إِنَّ اللَّه لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا » 11 طبرى : يعنى خوشى و آسودگى مردم گرفته نمىشود مگر كه خود ستم و عدوان پيشه كنند .
ابو الفتوح نوشته است : يعنى تا تو بعضيان حال بنگر ، دانى حقّ تعالى :
نعمت به نقمت بدل نكند و عافيت به بليّت ، و اين آيت دليل است بر فساد و قول مجبّره كه گفتند : خداى تعالى نامستحقّ را عقوبت كند و ثواب و عقاب نامعلَّل باشد كشف الأسرار : عبد اللَّه عمر گفت : پيغمبر فرمود : خداوند بندگانى دارد كه به آنها نعمت داده است و تا از آن به بخشند پايدار خواهد بود و چون بخل كردند از آنها مىگيرد و به كسى ميدهد كه به ديگران هم بهره برساند .
جيراننا جاد الزّمان عليهم
لمّا أساؤا رعيّة الجيران
يعنى همسايگان ما گرفتار جور روزگار شدند كه بدرفتار با همسايه شدند و هم او نوشته است : ورد زبان و وارد دل در هم بسته و بهم پيوسته ، تا اوراد ، و اذكار بر زبان بنده روان است و ارادت انوار در دل وى تابان است ، و برعكس اين تا بر زبان بنده بيهده ميرود ، دل وى در غفلت مىبود .
« يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها » 13 مفسّرين گفتهاند : اين جمله براى آن - كس است كه با سختى منكر پيغمبر بود و يا قصد سوء به آن حضرت داشت ، آتشى آسمانى فرود آمد و او را سوخت و اين آيه نازل شد .
« شَدِيدُ الْمِحالِ » 13 مجمع : با فتح ميم « محال » قرائت أعرج است .
« لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْه إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاه » 14 طبرى :
يعنى اين مشركين كه از آن خداها چيزى ميخواهند مانند كسى هستند كه دست بسوى آب دراز كرده بىظرف و وسيله و بخواهد به اشاره و خواندن و مشت برهم گذاردن آن را بدهانش برساند ، و در عرب رسم است به كسى كه پى چيزى ميرود