بر خود نبودند و پى هواى نفس رفتند و بعالم حيوانى تنزّل نمودند ، به آنها گفتند :
همانچه خواهيد باشيد و چون ادراكات درونى آدمى در نماى ظاهرى او نشانه مىگذارد و چهره را به صورت انديشه ها نشان مىدهد پس نتيجه ى آنچه بدل خواستند در ظاهر به صورت بوزينه در آمد .
« وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ » 168 ابو الفتوح نوشته است : زجّاج گفت : سوگند خورد خداى تو ، عبد اللَّه عبّاس گفت : گفت خداى تو ، مجاهد گفت : فرمود خداى تو ، قطرب گفت وعده داد خداى تو .
« مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ » 168 تفسير عبده : يعنى مسيحيها و مسلمين كه هميشه بر يهود مسلَّط بودهاند و اينها ذليل و مقهور بودهاند و هرگز حكومت و استقلال از خود نداشتند .
« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ » 170 ابو الفتوح نوشته است : مجاهد گفت : مراد ترسايانند كه از پس جهودان بودند ، دگر مفسّران گفتند : مراد جماعتىاند از جهود بد سيرت بد طريقت كه آمدند از پس گروه اوائل .
« يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الأَدْنى » 170 تفسير عبده : يعنى آنچه از سرمايه - هاى پست مادّى كه بچنگ آنها ميآمد ميگرفتند و باك نداشتند ، خواه رشوه بود يا ديگر اموال حرام و يا تجارت از راه دين و استفاده ى از حكم و فتوى و بيان احكام .
« وَدَرَسُوا » 171 مجمع : سلمى « ادّارسوا » خوانده است .
« وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ » 171 مجمع : ابو بكر قارى با سكون ميم و تخفيف سين « يمسّكون » خوانده است و ديگران با فتح ميم و تشديد سين خواندهاند .
« وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّه ظُلَّةٌ » 172 ابو الفتوح نوشته است : ياد كن اى محمّد چون ما برداشتيم كوه را از بالاى سر ايشان ، كأنّه ظلَّة ، پندارى سايه - بانى است ، ابن الاعرابى گفت : نتق برداشتن باشد و شكافتن و گستردن ، و هر سه معنى را محتمل است ، مفسّران گفتند : چون بنى اسرائيل احكام تورات قبول نمى -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٣