ميدارند درستكارانند كه ما مزدشان نابود نمىكنيم
172 و روزگارى بود كه ما كوه طور را بر بالا سر يهود بلند كرديم كه گوئى سايبانى بود و پنداشتند كه برايشان مىافتد [ ما به آنها گفتيم : اين بسزاى نافرمانى شما است پس ز دستور تورات سرپيچى نكنيد ] و آنچه را بشما داديم استوار بگيريد تا شايد پرهيزگار شويد .
سخن مفسّرين : « إِذْ يَعْدُونَ » 164 مجمع : شهر بن حوشب و ابى نهيك « يعدّون » با فتح عين و تشديد دال خواندهاند .
« يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً » 164 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى بروز شنبه شان ماهيان بر روى آب نمودار بودند ، ضحّاك گفته است : يعنى پى در پى ماهيان ميآمدند .
« وَيَوْمَ لا يَسْبِتُونَ » 164 مجمع : حسن بضمّ ياء به صيغه ى مجهول « يسبتون » خوانده است .
« إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ » 165 طبرى : ابن عبّاس گفته است : آنها سه دسته شدند يكى گناهكار كه ماهى گرفت ، دوّم آن كه نصيحت ميكرد و جلوگيرى از نافرمانى ، سوّم آنها بودند كه ميگفتند : چرا اين مردم را نصيحت ميكنيد ؟
« قالُوا مَعْذِرَةً » 165 مجمع : حفص با نصب و باقى « معذرة » با رفع خواندهاند .
« بِعَذابٍ بَئِيسٍ » 166 مجمع : مردم مدينه « بيس » با كسر باء و سكون ياء بى - همزه خواندهاند . و ابن عامر « بئس » بكسر با و سكون همزه بدون ياء خوانده است ، و « بئيس » بر وزن فعيل بتقديم ياء بر همزه نيز خواندهاند ، و « بائس » بر وزن فاعل نيز قرائت شده است .
« كُونُوا قِرَدَةً » 167 روح البيان : از مجاهد نقل شده است : دلهاشان مانند دل بوزينه شد ، و هم دهانشان مانند دهان بوزينه شد .
تفسير عبده : عموم مفسّرين گفتهاند : يعنى بدن آنها تبديل به بدن ميمون شد ، مجاهد گفته است : اخلاق آنها در شرّ و فساد مانند بوزينه شد كه سخن حقّ در آنها اثر نداشت و توفيق فهم آن نداشتند .
فى ظلال : چون نخستين برترى آدمى را كه اراده است رها كردند و مسلَّط
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٢