و جهالت هم خود گمراه است و هم وسيله ى گمراهى ، و جمله ى آخر « إِنْ يُهْلِكُونَ تا آخر » مفهم همين معنى است كه عاقبت اين مردم به جائى مىرسد كه خود نمى - توانند بفهمند كه چه بر سر خود و ديگران آوردهاند . براى اساطير الاوّلين اين شعر مثنوى از دفتر سوّم نقل مىشود :
خوش بيان كرد آن حكيم غزنوى
بهر محجوبان مثال معنوى
كه ز قرآن گر نبيند غير قال
اين عجب نبود ز اصحاب ضلال
كز شعاع آفتاب پر ز نور
كور جز گرمى نيابد در عبور
خربطى ناگاه از خر خانه اى
سر برون آورد چون طعّانه اى
كين سخن پست است يعنى مثنوى
قصه ى پيغمبر است و پيروى
نيست ذكر و بحث اسرار بلند
كه دوانند اوليا زانسو سمند
جمله سر تا سر فسانه است و فسون
كودكانه قصّه بيرون و درون
چون كتاب اللَّه بيامد هم بر آن
اينچنين طعنه زدند آن كافران
كه اساطير است و افسانه ى نژند
نيست تعميقى و تحقيقى بلند
كودكان خرد فهمش ميكنند
نيست جز امر پسند و ناپسند
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 27 تا 28 ]
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 27 ) بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْه وَإِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( 28 )
معنى لغات : وقفوا - از مصدر وقف و وقوف بمعنى نگاهداشتن و بمعنى آگاه شدن و آگاه كردن . بدا - از مصدر به دو و بر وزن فعول بمعنى نمودارى ترجمه :
اى پيغمبر ، اگر ببينى آن روز كه اين كافران را بر آتش داشته [ مىشنوى كه ] فرياد مىزنند : اى كاش ما را دوباره به دنيا برگردانند تا آنچه